فیک برادر باجی پارت ۱

از زبون یوکی ( اسم کم اوردم حسله پیدا کردن هم ندارم :/ )
ای خداااا ی نفر این ساعت کوفتی رو خاموش کنه دیگه اه
چشامو باز نیمه باز کردم و ب ساعت نیگا کردم.........
یوکی: عععععععععععععععع دیرم شددددددد*داد و فریاد*
ساعت خاموش کردم سریع لباس پوشیدم و موهامو شونه کردم کیفمو برداشتم ازاتاق بیرون رفتم لقمرو از دست مامانم گرفتم و گفتم
یو: مرسی مامان خدافظظظ
و رفتم بیرون ( باجی هم هویج بود ازش خدافظی نکردم :/)
ای خاک تو این شانس اسکیتم جا موند دوباره در رو باز کردم اسکیتمو برداشتم و رفتم مدرسه
پرش زمانی
هوفففففففففف ب موقع رسیدم هنوز هیچ کس نیومده ک یهو ی نفر از پشتم گف
؟؟ : هویی خر اسکل دیر رسیدی احمق
ای بابا این رسیده بود
یو: اه اه بازم این گراز بد دهن پیداش شد
ـ حداقل من از امثال شوما خرا ی جفتک انداز نیستم
یو: خیلی دوس دارم جوابتو بدما ولی اونموقع ممکنه شوما فک کنی واسم مهم بوده.... خب میوا نقشه امروز چیه
(میوا یکی از دوستای مدرسشه و بهترین دوستشه ک باهم رو معلما نامحصوص کرم میریزن )
میوا :‌ اممم اروز نقشه ای واسه جیغ معلما رو دراوردن ندام بجز ترفند حشره
یو:‌اوک حشره اوردی ؟
می:‌نبت تو بود ک وسایل رو بیاری =ـ=
یو : ولی از اون جایی ک تو نگفته بودی نیاوردم ^^
می : خاک تو سرت
یو : یکی داره میاد بدو
...




پایان پارت یک
اسلاید دو هم یوکی برادر کوچیکتر باجی عه
دیدگاه ها (۰)

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

رمان عشق ممنوع

رومان عشق پنهانی (پارت5)

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

ادامه پارت (۱۴)

عشق خیانت انتقام

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط