مهدیا

🚶‍♂ هر کجا که باشم چه در بانک، چه در بیمارستان و چه در فروشگاه بالاخره صف انتظارم به پایان می‌رسد.

🔅 اما نمی‌دانم چرا صف انتظار تو تمام نشدنی است! می‌ترسم وسط راه کم بیاورم‌‌‌... اگر هر از چند گاهی، با یادت مرا شارژ نکنی.

📎 #تلنگر
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :از این‌رو، نه تنها هن...

خاطراتِ معلق در نور

پارت ۵: شروعِ یه زندگیِ جدید!هنوز تو شوکِ آزمون بودم که بالا...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

پروانه جان

قسمت ۷

~حرف‌های احساسی پسرها در پایان کنسرت! 🇦🇷🥹𓂃 🎤 در پایان کنسرت،...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت ۱۹ — چند روز در روستایونگی مجبور شد چند روز در روستا بم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط