{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلـت را بتـکـان ...

دلـت را بتـکـان ...
غصه هايـت که ريخت ،
تو هم همـه را فـرامـوش کن
دلـت را بتکـان
اشتباهـايت وقتـي افتـاد روي زمين ، بگـذار همانجـا بماند
فقط از لا بـه لاي اشتباه هـايت ،
يک تجـربه را بيرون بکـش
قـاب کـن و بزن به ديـوار دلت ...
دلت را محکـم تر اگر بتکـاني
تمام کينـه هـايت هم مي ريزد
و تمـام آن غـم هـاي بـزرگ
و همـه حسرت هـا و آرزوهـايت ...
حـالا آرام تـر ، آرام تـر بتکـان
تـا خاطــره هايت نيفتد
تلـخ يا شـيرين ،
چـه تفـاوت مـي کند ؟
خاطـره ، خاطـره است
بايـد باشد ، بايـد بمــاند ... !!!
دیدگاه ها (۳)

فاصله یک لبخند تا جنون

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

......//برده ی زیبا//......

پارت چهلم | حقیقتِ سفرپارک لاراپسرا بالاخره نشستند.چند ثانیه...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

سناریو: ماه سرخ

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیا.ت: «کوکی… باید باهات حرف بز...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط