{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The unwanted Roommate

The unwanted Roommate
__________________________

ویو پارک یورین شب شده بود یه شب بارونی........

من رو کاناپه نشسته بودم و داشتم کتاب میخوندم جونگ کوکم خودشو با گیم مشغول میکرد که جونگ کوک گفت

_«یورین»

+«بله»

_«بنظرم برو بخاب»

+«اخه خوابم نمیادد»

_«همین که گفتم برو بخاب بد خواب میشی»

+«ایش باشه»

رفتم طبقه بالا تو اتاقم و رو تخت دراز کشیدم و سعی کردم بخوابم کم کم چشام داشت گرم میشد که با صدای رعد و برق از جام بلند شدم سریع به سمت طبقه پایین پا تند کردم و خودمو انداختم تو بغلش

ویو جئون جونگ کوک

داشتم گیم میزدم که صدای یه رعد و برق به گوشم شنید میدونستم یورین فوبیای رعد و برق داره خواستم برم پیشش که خودش زود تر اومد و خودشو انداخت تو بغلم....
محکم به خودم فشردمش موهاشو نوازش کردم کلمات ارام بخش تو گوشش گفتم که بعد چند مین اروم شد.......
دیدگاه ها (۲۳)

The unwanted Roommate ___________________________ویو پارک یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط