The unwanted Roommate

The unwanted Roommate
__________________________

ویو پارک یورین شب شده بود یه شب بارونی........

من رو کاناپه نشسته بودم و داشتم کتاب میخوندم جونگ کوکم خودشو با گیم مشغول میکرد که جونگ کوک گفت

_«یورین»

+«بله»

_«بنظرم برو بخاب»

+«اخه خوابم نمیادد»

_«همین که گفتم برو بخاب بد خواب میشی»

+«ایش باشه»

رفتم طبقه بالا تو اتاقم و رو تخت دراز کشیدم و سعی کردم بخوابم کم کم چشام داشت گرم میشد که با صدای رعد و برق از جام بلند شدم سریع به سمت طبقه پایین پا تند کردم و خودمو انداختم تو بغلش

ویو جئون جونگ کوک

داشتم گیم میزدم که صدای یه رعد و برق به گوشم شنید میدونستم یورین فوبیای رعد و برق داره خواستم برم پیشش که خودش زود تر اومد و خودشو انداخت تو بغلم....
محکم به خودم فشردمش موهاشو نوازش کردم کلمات ارام بخش تو گوشش گفتم که بعد چند مین اروم شد.......
دیدگاه ها (۲۷)

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕¹⁷ویو انیاخیلیییی حوصله سر بر بود منتظر بو...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

پسر بد (61)

پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط