The past is repeated-part 20
ویو سومین::
باز هم صحنه تار و تار تر شد و ایندفعه حس کردم توی یه گودال تاریک افتادم. هیچ نوری دیده نمیشد. یه سری تصاویر محو دورم میچرخید و باعث میشد سرگیجه بگیرم. در همون حال صدایی توی اون فضای خالی اکو شد
-فرزندان تو در زندگی خودشون یک بار عاشق خوناشامی از خاندان همسرت میشن در حالی که خون اونها هر خوناشامی رو وسوسه میکنه و قطره ای از اون قدرت زیادی میده. کسی که فرزندانت عاشقش شدن تشنه خون اونها میشه ولی اگر به اون خون لب بزنه درد زیادی رو تجربه میکنه. این اتفاقات برای همه فرزندانت میوفته تا زمانی که دختری متولد بشه که کاملا شبیه تو باشه. اونوقت من برمیگردم و انتقام کاری که با دلم کردی رو میگیرم
دوباره اون نور کور کننده باعث شد چشمام رو ببندم و وقتی چشمام رو باز کردم روی تخت دراز کشیده بودم. حس ضعفی که داشتم بهم اجازه نمیداد حتی دستم رو بلند کنم.
ویو نویسنده::زمانی که تازه سومین بیهوش شده بود
همه دور بانو کانگ جمع شده بودن تا درباره سومین بهشون توضیح بده
بانو کانگ:سومین از نوادگان یانگمی، شاهدخت انسان هاست که با ولیعهد خوناشام ها ازدواج میکنه اما یه جادوگر خیلی قوی هم بوده که به یانگمی علاقه شدید داشته بعد ازدواج یانگمی اون جادوگر خیلی سعی میکنه که اون دوتا رو جدا کنه ولی در اخر یانگمی از دستش عصبانی میشه و میسپره به افرادش که اگر اون جادوگر رو دیدن بکشنش. جادوگر که میفهمه یانگمی همچین دستوری داده گم و گور میشه و یک ماه قبل از به دنیا اومدن بچه ی یانگمی پیداش میشه ولی این دفعه اون جادوگر به جادوی سیاه الوده شده بود و یانگمی و فرزندانش رو طلسم میکنه و همسر یانگمی رو میکشه. طبق اون نفرین نوادگان یانگمی یکی یکی این نفرین باعث مرگشون شد تا الان که نوبت سومین رسیده. سومین دقیقا همون فردی هست که اون جادوگر قبل از ناپدید شدنش گفته ازش انتقام میگیره. دختری که کاملا شبیه یانگمی باشه و از قضا عاشق کسی باشه که دقیقا شبیه شاهزاده مینسو است.
#استری_کیدز، #فیکشن، #سناریو
باز هم صحنه تار و تار تر شد و ایندفعه حس کردم توی یه گودال تاریک افتادم. هیچ نوری دیده نمیشد. یه سری تصاویر محو دورم میچرخید و باعث میشد سرگیجه بگیرم. در همون حال صدایی توی اون فضای خالی اکو شد
-فرزندان تو در زندگی خودشون یک بار عاشق خوناشامی از خاندان همسرت میشن در حالی که خون اونها هر خوناشامی رو وسوسه میکنه و قطره ای از اون قدرت زیادی میده. کسی که فرزندانت عاشقش شدن تشنه خون اونها میشه ولی اگر به اون خون لب بزنه درد زیادی رو تجربه میکنه. این اتفاقات برای همه فرزندانت میوفته تا زمانی که دختری متولد بشه که کاملا شبیه تو باشه. اونوقت من برمیگردم و انتقام کاری که با دلم کردی رو میگیرم
دوباره اون نور کور کننده باعث شد چشمام رو ببندم و وقتی چشمام رو باز کردم روی تخت دراز کشیده بودم. حس ضعفی که داشتم بهم اجازه نمیداد حتی دستم رو بلند کنم.
ویو نویسنده::زمانی که تازه سومین بیهوش شده بود
همه دور بانو کانگ جمع شده بودن تا درباره سومین بهشون توضیح بده
بانو کانگ:سومین از نوادگان یانگمی، شاهدخت انسان هاست که با ولیعهد خوناشام ها ازدواج میکنه اما یه جادوگر خیلی قوی هم بوده که به یانگمی علاقه شدید داشته بعد ازدواج یانگمی اون جادوگر خیلی سعی میکنه که اون دوتا رو جدا کنه ولی در اخر یانگمی از دستش عصبانی میشه و میسپره به افرادش که اگر اون جادوگر رو دیدن بکشنش. جادوگر که میفهمه یانگمی همچین دستوری داده گم و گور میشه و یک ماه قبل از به دنیا اومدن بچه ی یانگمی پیداش میشه ولی این دفعه اون جادوگر به جادوی سیاه الوده شده بود و یانگمی و فرزندانش رو طلسم میکنه و همسر یانگمی رو میکشه. طبق اون نفرین نوادگان یانگمی یکی یکی این نفرین باعث مرگشون شد تا الان که نوبت سومین رسیده. سومین دقیقا همون فردی هست که اون جادوگر قبل از ناپدید شدنش گفته ازش انتقام میگیره. دختری که کاملا شبیه یانگمی باشه و از قضا عاشق کسی باشه که دقیقا شبیه شاهزاده مینسو است.
#استری_کیدز، #فیکشن، #سناریو
- ۶.۶k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط