{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرخاک من ؟!!

سرخاک من ؟!!

اونی ک بیشتراذیتم کرد بیشترگریه میکنه!

اونی ک نخواست مارو بالاخره میاد دیدن جسدم!

اونی ک سلام نمیکرد میاد براخداحافظی!

اونی ک حتی نیومد تولدم میادزیرتابوتمومیگیره!!!!!!1

عجب روزیه اون روز حیف ک خودم نیستمـــــــــــــ؟!!!!!!!!!


دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۱ویو میچا:از وقتی دو سالم بود کی...

رمان تو خود منی

ᴘᴀʀᴛ ۲۹ | یه اتفاق کوچک، یه حس بزرگاز اون روز به بعد...آرا ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره تکپارتی تهیونگ:ا.ت عقلت سرجات...

معامله نهاییپارت ۶۹« میشه یک بار دیگه بدون اینکه از زیباییش ...

شروع 🎀کفش ها و دستکش هارو پوشید و احساس احمق بودن کرد لباس ب...

این یه فیکه از جونگ کوک و ات معرفی = ویو ات سلام من اِتم من ...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط