𝑷𝒂𝒓𝒕²⁵

عشق زیبا ( 𝚜𝚌𝚑𝚘𝚗𝚎 𝙻𝚒𝚎𝚋𝚎)𝑷𝒂𝒓𝒕²⁵


از زبان جیمین:
رفتم سمت اعصاب و روان دلم شور میزد در زدم دکتر گفت بیا تو : _ سلام خسته نباشین دکتر: ممنون _ میخاستم ازتون بپرسن وون دختری که پیروز اومد اینجا چه مشکلی داشت دکتر: اسمشون چی بود؟ _ کیم ا/ت. دکتر: خب متاسفانه ایشون یه مشکل خیلی جدیی دارن که باعث کم خون شدنشون و دیدن سیاهی و سر درد شدید این معمولا خیلی کم پیش میاد در مردم اتفاق بیفته ....
_ درمان نداره؟ دکتر: متاسفانه خیر و ایشون تا یک ماه و هشت روز دیگه زنده هستن واقعا متاسفم ببخشید.
با حرفش نابود شدم دارم عشقمو از دست میدم دکتر زد و روی شونم و از اتاق خارج شد بعد از مدتی از اتاق اومدم بیرون و سمت ماشین رفتم سرمو گذاشتم رو فرمون ماشین چرا من اتقدر باید عذاب ا/ت رو ببینم چرا خودش هیچی بهم نگفت تو این فکرا بودم و سمت سوپر مارکت رفتم کلی خوراکی گرفتم و به سمت خونه حرکت کردم یواش رفتم‌ تو ا/ت رو مبل بود همشون رو ریختم روش ذوق کرده بود حس قشنگی داشت ولی هنوز تو فکر حرف دکتر بودم .....


از زبان ا/ت:
بعد از اینکه جیمین از خونه رفت شروع کردم تمیز کاری بعدش رفتم تو اتاقم و یه نامه برا دوستا و خانواده و جیمبن نوشتم گوشیم رو آوردم و شروع ضبط رو زدم......

+ سلام چطورین؟ خوبین؟ احتمالا وقتی اینو میبین من نیستم پیشتون لطفا ناراحت نباشین دوست ندارم گریه هاتون ببینم کوک مواظب هه جی باش و ازش خوب مراقبت کن دختر مظلومی هس مامان و بابا مواظبت خودتون باشین اکر نباشین دخترتون ناراحت میشه آه راسی مواظب جیمین خیلی باشین پسر خیلی خوبیه دلش رو نشکنین واگرنه دل من میشکنه مواظب جیمین خیلی باشین مخصوصا موقعی که دیگه رفتم روز های خوبی رو براتون آرزو میکنم بای....


ویدیو تموم شد میخاستم برا جیمین جدا بگیرم شروع کردم: + سلام جیمین عشقم زندگیم همه‌ی دنیام ناراحت نباشیا واگرنه من از اون بالا اذیتت میکنم خب میخاستم بگم‌که اگر بعد من با دختر دیگه ای قرار گذاشتی من میدونم و تو من میدونم و تو اوکی خوبه دوست دارم عاشقتم خیلی زیاد از ته قلبم آه راسی بیا بریم پیانو بزنم برات خب ببخشید بدون اجازه دست میزنم وای چه ضایع پیامو میزنم وللش خب اشکم‌در اومد جیمین ببخشید ترکت کردم سرنوشت ما بو بود امیدوارم توی زندگی های دیگه ای دوباره ببینمت و عاشقت بشم و دوباره زندگی کنیم دوست دارم خداحافظ ....
فیلم تموم شد اشکام رو تمیز کردم و نشستم رو‌ مبل......

۲۰۰ کامنت پارت بعدی آپلود میشه آه راسی کم کم هم داره تموم میشه و فصل ۲ رو شروع میکنیم
دیدگاه ها (۲۴۴)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

خب خب بکش پایین

سناریو میتسویا پارت ۲

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

ادامه قبلی

سناریو سو پارت اخر

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط