🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄
پارت 18
فلش بک به شب‌
منو لیا کلی خوش گذروندیم
و من داشتم غذا درست می‌کردم و لیا هم داشت روی صندلی خوراکی میخورد و کارتون میدید
لیا : میدونی داییم‌ چقدر تو رو دوست داره!
جنا : چییییی
لیا: دیشب یه خواب ترسناک دیدم و ترسیدم داشتم میرفتم توی اتاق داییم‌که صدای گریه کردن میومد
سمت در رفتم و دیدم داییم‌ داره گریه می‌کنه و میگه من خیلی دوست دارم جنا ولی نمی‌دونم هق هق هق تو چرا منو دوست نداری من حاضرم هق هق جونم‌رو به خاطرت بدم ولی تو منو دوست نداری هق هق هق هق هق هق
لیا : همین . تو داییم رو دوست داری دیگ آره؟
جنا : امممم نمیدونم
لیا : من خوابم میاد
جنا :,شام بخور بعد می‌خوابیم
فلش بک به بعد از شام
ویو جنا ✨
لیا خوابش برده بود و منم داشتم با گوشیم ور میرفتم
که صدای زنگ در اومد
رفتم باز کردن ولی کسی نبود
و فقط یه دسته گل بزرگ بود
خیلی بزرگ بود فهمیدم که از طرف کیه
ادامه دارد...
پارت بعدی ؟..
دیدگاه ها (۲)

پارت .چهار . ای لاو یو جی کی «پنج روز بعد»«ات ویو»توی این پن...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

همسر غیره منتظره

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط