{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غسال جوانی را می شست

غسال جوانی را می شست
دیدم زار زار گریه می ڪند
بهش گفتم چی شده تو ڪه روزی صد تا رو غسل میڪنی!!!
روی بازوی جوان رو نشونم داد نوشتہ بود
برام گریه ڪڹ غســـــال...
... مآدر...... ندارم ↯↯↯↯↯

فقط بانازبشور..............بدون نازکش
قدکشیدم
دیدگاه ها (۴)

ای سینه ات شکسته تر از سقف آسمانای اشک تو بهانه ی این چشم خو...

ّ

آقا جان تولدت مبارک امروز تولد من هم هست عیدی یادت نره مو...

شورے بپادرعالمینِعیدتموم مومنینِغصہ زدلهاپرڪشیدہچون عیدعباس ...

dark life = 33

رمان

پارت آخر

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

پارت ۲۵

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

آوای شب

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط