پدرخوانده

پدرخوانده
P4

از خانم سون هی نامه رو گرفتم به سمت کلاس حرکت کردم
چشمم به ی نفر خورد چشمامام از گشادی داشت جر میخورد با ترس آب دهنمو قورت دادم داشت اینور اونور نگاه میکرد تا کسی نبینتش
+او-اون اینجا چیکار می‌کنه

با تمام سرعتم به سمت کلاس حرکت کردم درو باز کردم و پشت سرم بستم
&خانم کیم بلد نیستی در بزنی
+ببخشید من...
&شما؟
+راستش یه سگ دنبالم کرد منم با تمام سرعتم اومدم
&سگ؟تو مدرسه
+نمیدونم اینجا چیکار میکرد
&برو بشین خانم کیم دیگه تکرار نشه

رفتم سرجام نشستم

*بعد مدرسه*
+لیسا باورت نمیشه
لیسا:چیو
+امروز هیونجینو دیدم*ارههه استریکیدز*
لیسا:منظورت چیه کجا؟
+تو مدرسه
لیسا:ا.ت خیالاتی شدی
+نه دارم جدی میگم
لیسا:خب اون قاچاق انسان میکنه..نکنه؟؟؟
+هیچ اتفاقی نمی افته
لیسا:اره
+من میترسمممم
لیسا:عرررر
+چیزع تو که مامان بابات دارن میرن نیویورک بیا خونه‌ی ما بمون
لیسا:آخه مامان بزرگت
+تو نگران نباششش برو وسایلتو جمع کن به بچه هام زنگ بزن چهار تایی خوش بگذرونیم
لیسا:تو مطمئنی
+چرا انقد نگرانی اره مطمئنم زود باش برو منم از اینور میرم خداحافظییی
لیسا: خدافظ

اوففف واقعا میترسم بلایی سرهممون بیاد.....
خ
م
ا
ر
ی
دیدگاه ها (۰)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

پارت سهسه سال قبلسونی: مامانیی داری چیکار..... مامان چیکار م...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

پارت ۱ زندگی سخت است اما درست میشود....ویو اشا : صبح بیدار ش...

#عشق در نگاه او part 2خلاصه بعد چند دقیقه سوزا اومد و بهم زن...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part ¹[ساعت ۱۱ صبح]سولا:لعنت بهش......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط