سه پارتی p1

با اخم شدیدی وارد سالن عمومی شدی و نگاهتو به اطراف انداختی که با دیدن متیو ریدلی که با خنده داشت با دوستش حرف میزد رفتی و با گره زدن دستات رو به روی سینه‌ت بالا سرش وایسادی و در حالیکه طلبکار نگاهش میکردی منتظر بودی بهت نگاه کنه چند ثانیه بعد برگشت سمتت و سرشو بالا آورد و با دیدنت لبخندی زد
= باید حرف بزنیم!
-البته دریکو میشه بری اتاق؟میام ادامه‌شو تعریف میکنم
×اوکی شب بخیر
در حالی که نگاهش میکردی براش دست تکون داد و نگاهتو داد بهت
-جانم مادمازل؟موضوع چیه که عین عزاییل بالا سرمی؟
= اون چه حرفی بود که به دوستم زدی؟اونم بین اون همه آدم؟!
-چی گفتم؟
= دوست دخترتم!من دوست دخترتم پسره مریض؟خوبه میدونی ازت متنفرم!
-از من متنفری؟
= ازت متنفرم!این شایعه‌ای که به راه انداختی رو تا فردا ظهر جمع کن نمیخوام نگاهم کنن و پشت سرم پچ پچ کنن
-حتما عزیزم
= عزیزم و کوفت!
خندید و بلند شد و دستشو دور کمرت پیچید و خم شد روی صورتت و پیشونیتو بوسید
-اخماتو باز کن عزیزم
=دستتو باز کن
-ناز نکن چرا بهم محل نمیدی؟
= اذیت‌هات یادت رفته؟
-میدونم اذیتت کردم ا.ت ولی میخوامت چرا متوجه علاقه‌م نمیشی؟دارم زجر میکشم ا.ت داری عوض اذیت‌هامو درمیاری دختر،الان ۶ ماهه در به در دنبالتم ولی یه نگاهم بهم نمیکنی خسته شدم ا.ت چرا پسم میزنی؟به حد کافی بهم نشون ندادی که چقدر سر سختی و به دست آوردنت سخته؟
= وقتی میبینی پا نمیدم چرا بیخیال نمیشی؟
-چون فقط تو رو میخوام
= من دو رگه‌م متیو
-مهم نیست فقط مال من باش
= متیو...
-جانم؟
= اگه چیزی که میخوای رو بهت بدم تو دردسر میفتی
-راضیم
= نه متیو پشیمون میشی
دستشو روی صورتت گذاشت و با لحن خواهشی شروع به حرف زدن کرد:ارزششو داره تو ارزششو داری عزیزم من مشکلی با مشکل جدید ندارم و حتی پشیمون هم نمیشم لطفا ا.ت خواهش میکنم فقط بهم بگو چیکار کنم که قبولم کنی دارم نابود میشم ا.ت
= میخوای با هم نابود بشیم؟
-میگی برات خطر دارم؟
= نداری؟پسر دارک لرد برای یه دو رگه خطر نداره؟
دستشو محکمتر دور کمرت گذاشت و خم شد روی صورتت و آروم گفت:من نمیزارم باهات کاری داشته باشن هیچکس عزیزم حتی یه نفر فقط بهم اجازه داشتنتو بده
دستتو با تردید روی شونه‌ش گذاشتی و لب زدی:ما دشمنیم متیو پدرامون دشمنن لطفا سعی کن این حسو تموم کنی
-کاری نکن که تا وقتی که عاشقم بشی قفل و زنجیرت کنم!
= دیدی؟ما نمیتونیم با هم باشیم این راهشه؟
متیو نفس عمیقی کشید و اروم لب زد:چرا اذیتم میکنی؟
= دارم دقیقا چیکار میکنم؟
ازت جدا شد و روی کاناپه نشست
-باشه!۶ماه آویزونت بودم ولی اگه فک میکنی برات خطر دارم بیخیالت میشم فردا هم برای همه شفاف سازی میکنم شب بخیر
دیدگاه ها (۰)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو خط قرمز پارت ۳

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

سناریو باچیرا پارت دوم

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

متیو و دختری از جنس دریا p3

سناریو کازتورا پارت۱

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط