𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆
Part 38

جشن تمام شده بود.

ویولت در اتاقش منتظر هوسوک بود که در باز شد و هوسوک وارد شد. نامه هنوز در دستش بود.

ویولت سریع پرسید:
— چی شده؟ پدرم مشکلی داره؟

هوسوک نامه را روی میز گذاشت.
— پدرت امروز از طرف قصر احضار شده.

ویولت با نگرانی گفت:
— چرا؟

— یکی از بدهی‌های قدیمی خانواده‌تون دوباره مطرح شده.

ویولت با تعجب به او نگاه کرد.
— ولی تو گفتی همه بدهی‌های ما پرداخت شده.

— بدهی‌های اصلی، بله. اما این یکی مربوط به سال‌ها قبله و ظاهراً در اسناد قدیمی ثبت شده.

ویولت چند لحظه ساکت ماند.
— یعنی ممکنه دوباره خانواده‌م همه چیزشون رو از دست بدن؟

هوسوک جواب نداد.

ویولت با نگرانی گفت:
— هوسوک، من نمی‌خوام دوباره پدرم و خواهرهام به خاطر این موضوع تحت فشار قرار بگیرن.

هوسوک آرام گفت:
— قرار نیست اجازه بدم این اتفاق بیفته.

ویولت نگاهش کرد.
— چرا؟

هوسوک کمی مکث کرد.
— چون این مسئله حالا به من هم مربوطه.

ویولت لبخند خیلی کمرنگی زد.
— فقط به خاطر اینکه همسرتم؟

هوسوک نگاهش را از او گرفت.
— دقیقاً.

ویولت فهمید که دوباره همان جواب همیشگی را داده است.

اما این بار، لحنش کمی فرق داشت.

هوسوک نامه را برداشت و گفت:
— فردا با هم می‌ریم پیش پدرت.

ویولت پرسید:
— با هم؟

— بله.

و قبل از اینکه ویولت چیزی بگوید، هوسوک از اتاق بیرون رفت.



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت دهمیونا با عصبانیت به مرد خیره ش...

𓆩 پارت ۶۴ 𓆪 🖤جیمین فوراً به عمارت برگشت و ات هم همراهش رفت.و...

پارت چهارم:اشک هات دوباره سرازیر شدهوسوک آروم پرسید:میتونم ب...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 11جین چند لحظه ساکت موندجین:چی گفتهجو...

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

🍷 Red Wineپارت ۲۵ — نامهرینا چند بار جمله‌ی روی کاغذ را خوان...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۷ | «نامه‌ای که هرگز خواند...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 1صدای ترمز ماشین توی خیابون پیچید و چند ثانیه...

مافیای من — قسمت ۲۰حقیقتی که نباید می‌فهمیدات همان‌جا ایستاد...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط