عراق پاتک شدیدی زد تا جزایر مجنون رو پس بگیره

عراق پاتک شدیدی زد تا جزایر مجنون رو پس بگیره
شهید بابایی توی اون عملیات شیمیایی شد
سرش پر شده بود از تاولهای ریز و درشت
سرش می خارید و با خاراندن زیاد ، تاولها ترکیده بود
بنده خدا خیلی اذیت شده بود
بهش گفتم برو بیمارستان دوا و درمان کن
می گفت اگه برم بستری ام می کنن و از کارم جا می مونم ... ... چند روز بعد بیرون جزیره یه برکه آب پر از نیزار دیدیم
عباس لحظه ای ایستاد و به جریان آب دقت کرد
بعد با حالت خاصی بهم گفت:
حسن! می دونی این آب ، کدوم آبه؟
با تعجب گفتم: یعنی چی؟ خب این آب هم مث بقیه آبها ، فرقش چیه؟
گفت: اگه دقت کنی می بینی این آب ، انشعابی از آب فراته
آبی که امام حسین و حضرت عباس (ع)تو کربلا دستشون رو باهاش شستشو دادن
عباس معتقد بود اگه سرش رو با اون آب بشوید ، تاول های سرش خوب میشه
اتفاقا سرش رو شست و شفا گرفت
چند روز بعد تمام تاول ها خوب شد و اثری ازشون نموند.....

(شهید عباس بابایی)
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

dark life = 31

🍃تـــوجه🍃از این عکس برای عکس پروفایل خود استفاده نکنید.یه عک...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

رمان اسیر خان پارت هفدهم ۱۷

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

برده عمارت جئون

چیزی که جریان #انقلابی تونسته با بیش از 300 هزار #شهید , و ت...

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط