تشنه تر از آن #گل در گلدانم

تشنه تر از آن #گل در گلدانم
تشنه #باران_محبت
تشنه آن صدای پر #مهرت
تشنه باریدن لطفت
نشسته ام تا به #سحر
که بیایی
که بریزد هم چون #شبنم
#قطره_اشکم
همه در #پای_تو #محبوبم

«مصطفی مستور»
دیدگاه ها (۶)

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 8بعد از تمام شدن ناهار ظرف ها ر...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۰

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

پارت ۲۸اتاقِ تمرینِ رقص، با آینه‌های قدیِ عظیم و کفپوشِ چوبی...

𝖕𝖆𝖗𝖙2قصر مروارید از نزدیک، حتی باشکوه‌تر از آن بود که مارال ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت شانزدهم: برخوردِ سردِ دو برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط