فسقلی من
پارت ۲
نشسته بودم توی دفترم کلی کاغذ مچاله شده ریخته بود درو برم . هرچی طرح میکشیدم هیچ کدوم قشنگ نمیشد و کلافه شده بودم که یکی در زد
+کیه؟
&منم یونا*ببخشید علامتشو یادم نیست😅*
+بیا تو
اومد و با ذوق نشست روی صندلی جلوی میزم
&هیییی ا.ت این پسر خوشتیپرو دیدی تازه اومده
+کی رو میگی
&آقای کیم دیگه تا الان نصف دخترای شرکت رفتن ازش امضا بگیرن
+عوق..دراز چندش چیش جذابه خدایی؟
&همه چیش! قد بلنده، جذابه، با دخترا شوخی میکنه ، خیلی بامزس!
+اه..بسه حالمون به هم خورد
&خیلی بی ذوقی! ایششش
+من خیلی هم با ذوقم فقط از اون نمک پاش بدم میاد
&ولی فکر نکنم زیاد این تنفرت ادامه پیدا کنه
+یونااااا..سر به سرم نذار دیگه!
&باشه بابا..حالا چرا انقدر دورو برت کاغذه
+پروژه جدیده یعنی ریده تو اعصابم هرچی میکشم درست نمیشه!
&نگران نباش خوب میشه!
که دیدم صدای بدو بدو از توی راه رو میاد . فهمیدم کار تهیونگه دستمو محکم کبوندم روی میز و از اتاقم رفتم بیرون
+چخبرهههههه*داد*
<ببخشید خانم الان میریم سر کارمون!
# بدو بدو ریدیم خدافظ آقای کیم*آروم*
_خدافظ دخترا *بوس پروازی*
دخترا:جیغغغغ
+تهیونگگگگگ
_دخترا فرار کنید خانم رئیس عصبانی شده
خیلی ریلکس اومد سمتم و دستشو گذاشت روی سرم
_به اندازت نمیخوره آنقدر زبون دراز باشی خانم فسقلی
+ایششش دستتو بردار من قد کوتاه نیستم ! تو فقط خیلی درازی!
_این برای قد یه پسر خیلی طبیعیه!
+ولی من تا حالا پسر به این درازی ندیدم!
صورتشو آورد نزدیک صورتم و خم شد
_ولی فکر کنم تو خیلی کوچولویی فسقلی من!
+چی گفتییییی! جرئت داری یا بار دیگه حرفتو تکرار کن تا کفش پاشنه بلند با سرت آشنا بشه!
_باشه بابا خانوم خشن من برم سر کارم!
+دختر بازی! آره برو سر کارت
_ایندفعه واقعا میخوام برم سر کارمممم
+خب برو به من چهههه
و رفتم توی اتاقم و درو محکم بستم و نشستم که.. یه طرح زد به سرم و سریع کشیدمش اما یه مشکلی داشت کاپلی بود و من نمیدونستم برای این طرح کی رو انتخاب کنم
شب ساعت ۱۲
همه رفته بودن و من هنوز توی دفترم داشتم کار میکردم که یکی در زد با خودم گفتم کیه ول یاز طرز در زدنش فهمیدم که تهیونگه
+بلهههه
_دالی! چرا هنوز داری کار میکنی فسقلی همه رفتن که!
+آنقدر بهم نگو فسقلی که یه تو دهنی میخوری ها!
_واقعیتو میگم چون فسقلی هستی!
+هوفففف
امروز کوکه کوکم قراره یه عالمه پارت بذارم✨️🤓
نشسته بودم توی دفترم کلی کاغذ مچاله شده ریخته بود درو برم . هرچی طرح میکشیدم هیچ کدوم قشنگ نمیشد و کلافه شده بودم که یکی در زد
+کیه؟
&منم یونا*ببخشید علامتشو یادم نیست😅*
+بیا تو
اومد و با ذوق نشست روی صندلی جلوی میزم
&هیییی ا.ت این پسر خوشتیپرو دیدی تازه اومده
+کی رو میگی
&آقای کیم دیگه تا الان نصف دخترای شرکت رفتن ازش امضا بگیرن
+عوق..دراز چندش چیش جذابه خدایی؟
&همه چیش! قد بلنده، جذابه، با دخترا شوخی میکنه ، خیلی بامزس!
+اه..بسه حالمون به هم خورد
&خیلی بی ذوقی! ایششش
+من خیلی هم با ذوقم فقط از اون نمک پاش بدم میاد
&ولی فکر نکنم زیاد این تنفرت ادامه پیدا کنه
+یونااااا..سر به سرم نذار دیگه!
&باشه بابا..حالا چرا انقدر دورو برت کاغذه
+پروژه جدیده یعنی ریده تو اعصابم هرچی میکشم درست نمیشه!
&نگران نباش خوب میشه!
که دیدم صدای بدو بدو از توی راه رو میاد . فهمیدم کار تهیونگه دستمو محکم کبوندم روی میز و از اتاقم رفتم بیرون
+چخبرهههههه*داد*
<ببخشید خانم الان میریم سر کارمون!
# بدو بدو ریدیم خدافظ آقای کیم*آروم*
_خدافظ دخترا *بوس پروازی*
دخترا:جیغغغغ
+تهیونگگگگگ
_دخترا فرار کنید خانم رئیس عصبانی شده
خیلی ریلکس اومد سمتم و دستشو گذاشت روی سرم
_به اندازت نمیخوره آنقدر زبون دراز باشی خانم فسقلی
+ایششش دستتو بردار من قد کوتاه نیستم ! تو فقط خیلی درازی!
_این برای قد یه پسر خیلی طبیعیه!
+ولی من تا حالا پسر به این درازی ندیدم!
صورتشو آورد نزدیک صورتم و خم شد
_ولی فکر کنم تو خیلی کوچولویی فسقلی من!
+چی گفتییییی! جرئت داری یا بار دیگه حرفتو تکرار کن تا کفش پاشنه بلند با سرت آشنا بشه!
_باشه بابا خانوم خشن من برم سر کارم!
+دختر بازی! آره برو سر کارت
_ایندفعه واقعا میخوام برم سر کارمممم
+خب برو به من چهههه
و رفتم توی اتاقم و درو محکم بستم و نشستم که.. یه طرح زد به سرم و سریع کشیدمش اما یه مشکلی داشت کاپلی بود و من نمیدونستم برای این طرح کی رو انتخاب کنم
شب ساعت ۱۲
همه رفته بودن و من هنوز توی دفترم داشتم کار میکردم که یکی در زد با خودم گفتم کیه ول یاز طرز در زدنش فهمیدم که تهیونگه
+بلهههه
_دالی! چرا هنوز داری کار میکنی فسقلی همه رفتن که!
+آنقدر بهم نگو فسقلی که یه تو دهنی میخوری ها!
_واقعیتو میگم چون فسقلی هستی!
+هوفففف
امروز کوکه کوکم قراره یه عالمه پارت بذارم✨️🤓
- ۱۴.۳k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط