{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان بغلی من

رمان بغلی من

پارت ۳۸

ارسلان: من ساقدوشمااا ساقدوش نیاری

دیانا: ارسلان قطع میکنما

ارسلان: آهان کارت دعوت یادت نره طرح
خواستی یه خوشگل چند روز پیش دیدم عالی بود

دیانا: فقط من ترو نبینم

ارسلان: دستمو تو جیبم کردم و گفتم اگر واسه تالار یا وسیله و شیرینی و میوه آ تازه دی جی هم میارم با اهنگ های خوشگل چه عروسی بشه

دیانا: ارسلان میام میزنمتا دو دقیقه جدی باش

ارسلان: جان بفرما

دیانا: چیکار کنم چطوری به دوستم بگم

ارسلان: دوستت

دیانا: اوهوم یه دوست دارم هم سن یاشاره ستایش
دیدگاه ها (۰)

رمان بغلی من پارت ۱۲۱و۱۲۲و۱۲۳ارسلان: محکم گوشه ای از ل*شو بو...

رمان بغلی من پارت های ۱۰۷و۱۰۸دیانا: از اخمی که کرده بود خندم...

رمان بغلی من پارت ۱۳۴و۱۳۵و۱۳۶و۱۳۷ارسلان: آخيش آنقدر وول نخور...

رمان بغلی من پارت ۱۵۳و۱۵۴و۱۵۵و۱۵۶رضا: خوب من بعداً زنگ میزنم...

رمان بغلی من پارت ۱۳۰و۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳دیانا: قرار بود بریم یه سری...

#زیباترین_عشق#پارت_91ارسلان _خب عزیزم منم برم آماده شمدیانا ...

رمان بغلی منپارت ۱۴۵و۱۴۶و۱۴۷و۱۴۸دیانا: این جمعیت و اصلا نمی‌...

رمان بغلی من پارت۱۳۶و۱۳۷و۱۳۸و۱۳۹دیانا: ارسلان اون بچه فقط پن...

🍁Part_68🍁🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇🦇ارسلان🦇رفتم بیرون از اتاق مهدیس د...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط