تهیونگ: جونگ کوک چند روز دیگه ی اتفاقی میوفته...

تهیونگ: جونگ کوک چند روز دیگه ی اتفاقی میوفته...
جونگ کوک: قراره بابا بشم؟
تهیونگ: نه... چیز... خب من..
جونگ کوک: حامله میشی
تهیونگ: نه پدصگ مگه منو تو.. اه ولش کن
چند وقته بام قرار میزاری؟
جونگ کوک: شیش هفت ساله
تهیونگ: خب هر سال اینموقع چیکار میکنیم؟
جونگ کوک: غذا میخوریم؟
تهیونگ: گمشوو باید کات کنیم حتا نمیدونی
روز تولدم کیه
جونگ کوک: تو چ سنمی با من داری ک بخام بدونم؟
تهیونگ:
شیرموزی ک تو دست جونگ کوک بود:
دمپایی خرگوشی های تهیونگ:

#tweet
دیدگاه ها (۴)

crazy spies | P¹-ایییی..هق..ت-تروخدا ب-بذار بر..-دهنتو ببندو...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

چندپارتی

پارت ۱۱(که وسط حرفشون در باز میشه و اعضا میان داخل )جونگ کوک...

دختر بابایی پارت شونزده

شب تولدم پارت 42فصل دوم پارت 13و با یه تیر تو مغزش تموم کردم...

Scenario ____

تهیونگ: جونگ کوکی یه چیزی میخوام بهت بگمجونگ کوک سمت تهیونگ ...

اشتباه ثبت نشده⁸

ا.ت ویو: چقد پسر خوشگل و مهربونی بود ادمو مجزوب خودش میکنهوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط