{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تولدم

شب تولدم
پارت 42
فصل دوم
پارت 13
و با یه تیر تو مغزش تموم کردم
صدای تفنگ تو عمارت پیچید ات ترسیده بود جیمین و تهیونگ با تعجب به من نگاه میکردن اتو بغل کردم
جونگ کوک: جمعش کنین لاشیو.. نترس پرنسسم هرکی با تو سر لج باشه همینه
ات: من.. من نگفتم بکشش کههه
جونگ کوک: مهم نیس حالا دیگه مرده
.
.
.
ات: جونگ کوک میخوام راه برم
جونگ کوک: پرنسسم قشنگم تو باید استراحت کنی
ات: خسته شدم میخوام راه برم
جونگ کوک: باشه بزار کمکت کنم
6 روز بعد
پرستار: خب خانم لی حالتون بهتر شده و نیاز ندارید که پرستار بیاد سرم نمیخواد و فقط استراحت کنید سعی کنید ارامشتون رو حفظ کنید، سر هیچ چیز ناراحت نشید
ات: ممنونم
جونگ کوک: بالاخره پرنسسم خوب شده شب تو بغل خودم میخوابه
ات: جونگ کوک (خنده)
جیمین: ات درو باز کن
ات: چرا
تهیونگ: نپرس درو باز کن
ویو ات:
نگاهی به جونگ کوک انداختم سری تکون داد که یعنی اونم با تهیونگ و جیمین موافقت کرده رفتم سمت در (دلم میخواد تموم کنم پارتو اینجا ولی کوتاهه😂) در رو باز کردم کلی بود پریدم بغلش دلم براش یه ذره شده بود
تهیونگ کلی قراره یه هفته پیشت باشه
جیمین: این یه هفته قراره بریم..... کنار دریا
جونگ کوک: ات من یه خونه کوچیک گرفتم کنار دریا بریم یه مسافرت؟؟
ات: هورااااااااااا
کلی: من چمدونم امادس
جونگ کوک: چمدون ات هم امادس
ات: اماده کردی براممم هورااا (کوک رو بغلش میکنه)
جونگ کوک: کی راه بیوفتیم پرنسسم
ات: شب
تهیونگ: خب پس بریم یکم فیلم بزاریم ببینیم؟؟
جونگ کوک: جیمین فیلم بزاز که فیلمای اهم خوبی میزاری
جیمین: اععع بچه اینجاست
تهیونگ: والا کلی رو که فکر نمیکنم چیزی ندونه
جونگ کوک: خب ات هم میدونه
دیدگاه ها (۱۷)

ببینید

بچه ها من 10 تا پیام دارم میدنم دارید پیام میدید ولی واقعا ز...

شب تولدم پارت 13ات: جونگ چرت و پرت نگو تفنگ تو جیب تو ویو ات...

شب تولدم پارت 410 مین بعد رسیدیم عمارت جونگ کوک در رو برام ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط