★𝒓𝒆𝒗𝒆𝒏𝒈𝒆★

★𝒓𝒆𝒗𝒆𝒏𝒈𝒆★

♡𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤♡
«32»
ویو تهیونگ=سرشو بالا آورد که فهمیدم از اینکه کنارم نشسته هنوزم خجالت میکشه،بلند بهش خندیدم و متوجه شدم اعضا دارن نگاهمون میکنن،اهمیتی ندادم و یکی از کوکی هایی که روی میز بود و برداشتم و جلوی جونگ کوک گرفتم...
_کوکی،کوکی میخوری؟
+چی؟«با تعجب،کیوت»
_منظورم این کوکیه«با خنده»
+آها،باشه مرسی«با خجالت»
لبخندی به کیوتیش زدم و سرم رو تموم دادن و صبحونه مو خوردم،که یهو نامجون شروع به حرف زدن کرد...
نامجون:راستی تهیونگ یچی گفتی ذهنمو درگیر کرد،مگه من عضله هام از تو بیشتر نیست؟به گفته خودت من بیشتر از تو ورزش کردم...
_نه نیست،مطمئنم!
نامجون: اونوقت از کجا؟
_مگه هر هفته 3 بار با هم پایین ورزش نمی‌کنیم لباسامو در میاریم،فقط با شلوارک؟اون موقع می‌بینمت دیگه...
نامجون:آها...ولی نه بیشتر نیست!
_هست!
نامجون: ثابت کن!...
«تهیونگ یهو لباسشو میزنه بالا»
(بچه ها واقعا تهیونگ توی این فیک بیشتر از همه عضله داره،حضرت عضله وارد میشود😄🤍)
«نامجونم بعدش لباسشو میزنه بالا»
نامجون:«با تعجب»نه مثل اینکه واقعا هست...
+«چشماش 4 تا شده»علیییییی چقدر عضله دارییییی!
_ما اینیم دیگه«پوزخند»
+کیم نامجونم چقدر عضله دارههههه!ولی کم تره یه ذره...
نامجون:نگو کیم نامجون،انگار دارن قاشق داغ میزارن رو دستم،همون بگو نامجون...
جین:همه تون ساکت شید!من عضله هام از همتون بیشتره!«برادر فکر میکند عضله هایش از همه بیشتر است،برادر اشتباه فکر میکند🤣»
_«با خنده فراوان»جین تو که وقتی داریم ورزش میکنیم همش توی آینه قربون صدقه خودت میری،اصلا ورزش نمیکنی!یه خورده هم عضله نداری!...
جین:چرا دارم از همتون هم بیشتره...
_کو ببینم!...
«جین لباسشو میده بالا ولی هیچ عضله ای نداره،حتی یه ذره!»
+«یهو میزنه زیر خنده و کوکی که داشت میخورد میپره تو گلوش»
_«در حالی که داره میزنه پشت کمر جونگ کوک»کوکی خوبی؟
+آره آره خوبم...«بعدش یکم خنده»آخه به شما که یه مرد 31 ساله ای نمیخوره آنقدر بدنتون لاغر باشه...
جین:تو چی میگی بچه کوچولو؟مگه خودت چی داری؟تو حتی یه کوچولو از عضله های منم نداری!
+ببخشید ولی شما اصلا عضله نداری!
_«خنده از اینکه جین ضایع شده»
جین:مرض!خب نشون بده ببینم چی داری!
+من؟من هیچ عضله ای ندارم«برادر دروغ می‌گوید»
_جدی؟
+آره!
_ببینم؟
+نه خواهشاً خیلی خجالت میکشم لباسمو بزنی بالا!
_باشه...ولی الان نباید دیگه خجالت بکشی،تو دیگه فعلا عضوی از این گروه محسوب میشی باید با ما راحت باشی!
+باشه«با خجالت»
#تهیونگ#جونگ_کوک#بی_تی_اس#فیک#فیک_بی_تی_اس#تهکوک
دیدگاه ها (۲۴)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

امروز پسرا لایو بودننن𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜هوبی🐿: ریش من تقریباً اصلاً ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

سناریو

^وقتی اعضای بی تی اس یه فرصت پیدا میکنن تا از هم دیگه شکایت ...

سناریو درخواستی

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

ادامه part 64بعد رفتم توی اتاق کوچیکی که توی اتاق در آوردن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط