سناریو درخواستی

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و میخوایم بخوابیم خودمونو توی بغلشون جا میدیم و میگیم«خجالت میکشم(با لحن کیوت)

نامجون=آخی نینی خجالت کشیدی
+آره
_از این به بعد همین جوری بیا بغلم مثل نینیا میشی

جین=از شوهر هندسامت خجالت میکشی نچ نچ نچ نچ

یونگی=پیشی کوچولو
+یونگی خجالت میکشم بهم نگو بیبی همون بگو پیشی خب
_هههه آخی خدا پیشی خجالتی من اون زیر خفه میشی بیا بالا
+نه تو محکم بغلم کن بخوابم
_باشه بیبی
+عهههه

جیهوپ =سانشاینم ناراحت شدی
+نهه
_نکنه خجالت کشیدی
+آره
_دیگه خجالت نکش عادت کن

جیمین=جوجه کوچولو از شپهرت خجالت نکش باید عادت کنی تو ام بهم بگو ددی

تهیونگ=بیبی چرا رفتی تو بغلم
+خجالت میکشم
_تو نباید از شوهرت خجالت بکشی اشمال نداره بیا بخوابیم

جونکوک=از کسی که هر شب زیرشی خجالت کشیدی
+بی ادب
_میخوای دوباره زیرم باشی اوکی خودت خواستی و.....
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.8ا.ت:درسته کوک:......

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط