پارت۱۳

کوک ویو
ته همه چیرو بهم گفت و بغلم کرد و هق هق میکرد
من اونو بغل کردم و گفتم
؛ تو منو بخاطر پول فروختیـ؟
✓هق ببخشیدـــمـن اشت.. باه. هق.. کردممم
؛ بیبیم گریه نکن چشای قشنگتو اشکی نکن
✓هق
؛ مگه باتو نیستم؟
✓ک. و. ک
؛ جانم
✓منو دوست داری؟
؛ این چه حرفیه معلومه که دوست دارم
✓واقعا متاسفم برای خودم
؛ بسه بیا یه زندگی جدید رو شروع کنیم و هیچ وقت بهم خیانت نکنیم باشه
✓چشم 🥺
؛ افرین بیبی حالا پاشو بریم خونمون
✓ خونمون🥹
؛اره بیب
✓چشششم
کوک و ته رفتن خونه

ویو شب
؛ تهههههه
✓هاااا
؛شام چی میخوری
✓تورو🤣
؛ عههه باشه شب میبینمت😈
✓نه من گه خوردم اوک
؛ افرین الان بگو چی میخوری
✓پیتزا
؛ اوک
کوک زنگ زد پیتزا اوردن براشون رفتن بخوابن که
کوک گفت
؛ بیب حرفتو یادته
✓
دیدگاه ها (۱)

Love youپارت چهاردهمسوار چرخ فلک شدیم ک یهو وسط بازی برقا رف...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

ادامه پارت ۴

‏shabi dar del tariki۱۱،۱۲

ات رفتم پاین کنار ته نشستم که کوک گفت داداش عجب خواهری داریا...

کوتوله دوست داشتنی من پارت ۲.

کوک: پس برو بشین اونجا و ماهان رو ببند ات: باشه ( ات موهاشو ...

لجبازی P12ویو سایان تو راه هیچ حرفی نمیزدیم کم کم داش یادم م...

عشق پنهانp6شوگا:من که خودم ریختم پشمام موند😐ا/ت:باشه دیگه شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط