{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده 

برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده 

 نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده

صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا

به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست

گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست

سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم

 هر لحظه ، هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست

 از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست

 گر هم گله ای هست ، دگر حوصله ای نیست

حوصله ای نیست !!!!

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم

 هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست 
 دیریست که از خانه خرابان جهانم

بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست چلچله ای نیست 
در حسرت دیدار تو آواره ترینم

 هر چند که تا منزل تو ، فاصله ای نیست

 فاصله ای نیست
دیدگاه ها (۱)

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

🎭 آخرین نقشپارت سیزدهمآخرین روز فیلم‌برداری رسیده بود.همه‌ی ...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط