{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عاشقم_باش #Love_me

#عاشقم_باش #Love_me
#پارت_12
گروه هایه مختلف رو تماشا کنی
*آدرس سالنی رو بهم داد که تو کمپانی برایه تمرین رقص گروه هایه دختر و پسره*
بعد از یک ربع تونستم پیداش کنم رفتم داخل چند تا دختر رو دیدم اما نمیشناختمشون(دیانا هم تو رقص حرفه ایه خیلی زیاد)رفتم و گوشه ای از سالن رویه یک صندلی نشستم و مشغول تماشایه اون دخترا بودم که داشتن باهم میگفتن و میخندیدن بعد از چند دقیقه شروع کردن به رقصیدن واقعا قشنگ میرقصیدن میتونم بگم کل رقصشونو حفظ کردم و مو به موشو یاد گرفتم , یکی از دخترا رو دیدم که با لبخند قشنگی که رویه صورتش نقش بسته بود داشت به سمتم میومد
_سلام خوبی?
د+سلام ممنون
_رقصت چطوره?
د+ببخشید?(منظورش رو نفهمیده مثلا)
_میگم رقصت خوبه یانه?ما امروز احتیاج به یه رقصنده داریم و رقصنده خودمون آسیب دیده
د+اممم..قبول من بجاش میام
_ممنون,اسم من لیسا هست
_از آشناییت خوشبختم لیسا اسم منم دیاناست 😊
خب بیا با ما اول تمرین کن از حرکت آهسته به تند میریم دو روز باهات کار میکنیم رقص رو امیدوارم یاد بگیریش
د+دو روز که خیلیه😮 ما نیم مین یک ساعتم تمرین کنیم برایه هماهنگی حله
یهو دست یه نفر رویه شونم اومد و با صدایه مردونه و لحن تمسخر آمیزی بهم گفت یعنی انقدر به خودت مطمئنی کوچولو?و بعد صورتشو آورد جلومو نیشخندی زد این...اینکه همون پسرس که داشت غر غر میکرد و بعد به راهش ادامه داد
لیسا_چان اذیتش نکن
لیسا اینو به اون پسره گفت و بعد با لبخند به من گفت خب بیا تمرین کنیم به پسره نگاهی انداختم که
با اخم سرشو کرده بود تویه اون گوشیه لامصبش
معلوم نبود چه غلطی داره میکنه لیسا دستمو کشید و بردم پیش بقیه دوستاش و یکی یکی بهم معرفیمون کرد یه آهنگی رو پلی کرد شروع کردیم به رقصیدن اولش زیاد هماهنگ نبودیم اما بعدش که چند بار دیگه تمرین کردیم خیلی خوب و هماهنگ شده بودیم تمرین کردنمون تموم شد
لیسا_آفرین خیلی خوب بود دختر جون
_ممنونم
لیسا نگاهی به سرتاپام انداخت,بعد گفت
لیسا_هی تو چند سال رقص کار میکردی که تونستی با کفش پاشنه بلند انقدر خوب برقصی?
_راستش من...
داشتم حرفمو میزدم که اون پسره پرید وسط حرفم
چان_اوه مگه نمیدونی لیسا?!اون از جنینیش دَنسِر بوده
و بعد خودش خندید اما من اعصابم خورد شده بود واقعا که واسه چی با من اینجور رفتار میکنه
دیانا_تو از همون بچگیت انقدر نمک میریختی?
لیسا_هی بچه ها تمومش کنید
_چانیول چرا اینجور رفت
دیدگاه ها (۱۴)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 171♡⁠。⁠)⁩ حرفها...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ¹بلخره انتظار ها به پایان رسید..رقصنده...

part2My beautiful vampireویو ات وقتی پسره وارد شد موجونم سی...

اورلورا

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part³: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط