اورلورا

پارت ۳۵

ظهر
لورا. از صب داشتم با کای حرف میزدم بچه انقدر خسته شد رفت بخوابه و تهیونگ از صبحه نیست چرا از سرکار نمیاد دو تا دونه بهش فحش بدم شاید حالم جا اومد😂 که یهو زنگ در اومد هییی خدا کاش یه ارزوی دیگه میکردم زینگگگ زینگگگگگ اومدمممممممممم
تهیونگ درو باز کن دیگهههه
لورا. اهههه چته
تهیونگ. اوففف برو اونور
لورا. هوی ارام حیوان
تهیونگ. اعصاب تو یکیو ندارما
لورا. برو بابا
تهیونگ. غذا چیه؟
لورا. عن میخوری؟
تهیونگ. کاری نکن بزنم بری تو دیوار
لورا. 🤬🤬🤬
تهیونگ. هوی بیشعور فحش نده
لورا. خفه میرم بخوابم
تهیونگ. به عنم



هفته بعد ساعت ۶
لورا. دستام عرق کرده بود حالم بد بود استرس داشتم داشتم میمیردم. که منشی صدام کرد
منشی. خانم کیم لورا و اقای کیم تهیونگ بفرمایید داخل
تهیونگ. پاشو
لورا. بریم
دکتر. خب از اون چیزی که من از سونوگرافی میبینم شما حامله اید تبریک میگم
تهیونگ. خب خوبه ممنون دکتر
لورا. اخشش راستی دکتر چند روزشه
دکتر. ده روز عزیزم دوره سونوگرافیهات رو حتما بیا خداحافظ
تهیونگ. بیا


خونه
لورا. هیییی کای بیا بیرون تهیونگ رفت سرکار
کای....
ببخشید نت ندارم تا فردا صبر کنید 💝
دیدگاه ها (۰)

رمان: رفتار سرد .

پارت ۳

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

#چند پارتی از تهیونگ وقتی به اجبار ازدواج کردین ولی همدیگه ر...

پارت : ۲۹ادامه ....ا.ت : کلی بازی کردیم و بعد اعضا و سوگمین ...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط