{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت6:هیونجین از این حرکت من تعجب کرده بود.

پارت6:هیونجین از این حرکت من تعجب کرده بود.
گفتم:ممنون که کمکم کردی
گفت کاری نکردم.راستی من هوانگ هیونجینم
گفتم:منم....
گفت:میدونم لی فلیکس هستی
هان به سمتمون اومد
هان:شما دوتا حالتون خوبه
فلیکس:اره خوبیم
زنگ کلاس به صدا دراومد.هیونجین از کنارم رد شد
گفتم:ممنون
سرد جواب داد:نیازی به تشکر نیست
ورفت.هان شوکه گفت:این دیگه کیه
با هان به سمت کلاس رفتیم.استاد اومد و درس شروع شد.
بعد از مدرسه پیاده به سمت خونه میرفتم که از داخل یه کوچه باریک صدایی شنیدم
مرد:لطفا خواهش میکنم کاری باهام نداشته باش.خواهش میکنم.
آروم به داخل کوچه رفتم و کمی با فاصله ایستادم چیزی که دیدم باورم نمیشد اون....
دیدگاه ها (۰)

خون و عشق 🩸❤️پارت هفتملینو از کافه بیرون اومد و چند قدمی رفت...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۲ زنگ تفریح خورد.فلیکس از کلاس بیرون ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_23فصل دوازدهم |...

پارت ۱

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑼𝑹P³جونگکوک آب دهنش رو قورت داد."پس از همون اول می‌د...

free from the court (p9)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:30.اخرقطع کردمو سوار ماش...

𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑯𝒆𝒊𝒓 — 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏*آهیون با چترش رفت سر مزار مامانش*از ...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط