ادامه تکپارتی

اشتباه

علامت ها
یونگی: _
یونگی خیالی:ی
ایلا:+
پدرشون: پ
مادرشون: م

ی. هی آیلا بدش به من دیگه
+نمیخوام خب ولم کن
م. بسه دیگه
پ. درسته تو ماشین هستیم تمومش کنین دیگه
ی. باشه
+ولی حوصلم سر رفته
ی. آره منم
م. زود میرسیم
پ. درسته
ی. مامان اون ماشینه خیلی داره تند میاد
پ. راس میگه وایسا الان دیگه درست میشه
+باشه
(ماشین بهشون میزنه)
همه. جیغ

ویو ادمین:

اونا تصادف میکنن و میوفتن بیرون ماشین جاده یکم شلوغ بوده و مردم زنگ میزنن اورژانس و پلیس
هیچ کدومشون هنوز بیهوش نشده بودن

ی. م....مامان
م. ی...یونگ.....ی اگر ما....ن...نب...نبودیم...ح.حواست ب...به خواهرت ب..باشه
پ.اره .....مرا....قبش،ب...اش نزار هی...چ وقت اذ...یت بشه همی....شه باهاش مه.....ربون باش.... نزار تن....ها باشه...

_مامان بابا

+من نمیتونم باور کنم تموم شده

ویو. ادمین:

این اون اتفاق بود که باعث شد همه چی تموم بشه اونا رو به بیمارستان بردن ولی فقط یونگی و ایلا زنده موندن و پدر و مادرشون مردن

(یونگی جیغ میزنه و از خواب بلند میشه)

ویو یونگی:

با جیغ از خواب بلند شدم این دقیقا همون اتفاق بود ولی مامان و بابام حرفاشون دقیقا یادمه ولی من این کارو نکردم وقتی مامان و بابامون مردن چرا حواسم به ایلا نبود چرا این بلاهارو سرش اوردم؟
چرا کتکش زدم و شکنجه دادم؟
چرا بدترین تنبیه هارو براش در نظر گرفتم؟
چرا این همه مدت زجرش دادم؟
اون فقط.....فقط ۱۳ سالشه من بر خلاف قولم اذیتش کردم لعنت بهم من هیچ وقت ندیدمش هیچ وقت باهاش خوب نبودم باید یه کاری کنم هرجوری شده اون باید منو ببخشه باید برم پیشش

ویو آیلا:

خسته شدم واقعا نمیکشم هر روز به امید اینکه فقط یبار دیگه صدام کنه نوازشم کنه بغلم کنه زندگی میکنم ولی چرا این کارو نمیکنه خب دوستم نداره ولی من دوستش دارم اما دیره من بزودی میمیرم‌میرم پیش مامان و بابام راحت میشم قرصامو خوردم ولی نمیخواد بزارمشون سر جاشون همینجا روی میز کی قراره ببینه اخه؟مگه مهمه برای کسی؟ ولش کن یهو در اتاق زده شد

+بفرمایید
_ایلا
*ایلا سریع قرصارو پشتش قایم میکنه*
+ب.....بلع
_وایسا ببینم اون چی بود
+ه.....هیچی
_دروغ نگو بده به من اونا رو
+چیزی نیس
_گفتم بده*عربده و عصبی*
+هق...هق....داداش ببخشید غلط کردم تروخدا منو کتک نزن خواهش میکنم هنوز جای قبلیا روی بدنمه التماس میکنم منو نزن ببخشید🥺 (گریه شدید)
_هیسسس عزیزم اروم باش مهم نیس ببخشید نباید سرت داد میزدم
+ببخشید

ادامه دارد......
ببخشید کم بود و ادامه داشت
دیدگاه ها (۲۶)

پارت۳

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

کوچولوی من

تکپارای درخواستی

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط