آواز مرگ
Part 4
وقتی دیدم همه بیدارن یکم شوک زده شدم.
بچه ها:بشینید بیاید بیاید
گوروی:من فعلا کار دارم میام بعدا
میدونید نشست پیششون و منم زدم بیرون و جلوی در خابگاه نشسته بودم و پکی به سیگارم میزدم که وقتی پوک اخرو زدم خاموش شد،نخ دیگه ای ازش دراوردم و دنبال فندکم بودم که یک شعله ی ابی جلوم دیدم....
دابی بود....
-از زبون دابی-
داشتم جلوی خابگاه میگشتم که متوجه کوروی شدم
مثل اینکه باز خوابگاهو بخاطر سیگار پیچونده
نیشخندی زدم و سمتش با قدمای اروم رفتم دیدم دنبال فندکه پس کمکش کردم
با چهره سرد نگاهم میکرد
طبیعی بود بعد اون کارم...
البته منم پوکر نگاش میکردم
سیگارشو که روشن کرد نشستم کنارش
کوروی:گمشو ازینجا
دابی:بتو ربطی نداره بدرد نخور
نفس کلافه واری بیرون داد و تند تند از سیگارش پک میزد
دابی:*نیشخند* الان خفه میشی بدبخت
یهو با حالت تهاجمی( درست نوشتم؟ یا طحاجمی؟)بلند شد
کوروی:میشه دست از سرم برداری؟؟؟؟ تو با یه ویلن هیچ فرقی نداری...
صداش میلرزید...عجیبه
ولی از حرفاش عصبی شدم
دابی با تن صدای نسبتا بلند:دهنتو ببند هرزه لیاقت کمک کردنم نداری
کف دستم حرارتی تشکیل دادم و با اون یکی دستم گردنشو گرفتم و داشتم دست داغمو نزدیکش میکردم که یهو...
✧❁❁❁✧✿✿✿✧❁❁❁✧
خب دوستان اینم پارت چاهار بابت نبودنم ببخشید
قشنگ ازش استقبال کنیداااااا
لایک کامنت سیو و اد استوری یادتون نره قشنگای من
بوس به همتون
فعلاااااا
#انیمه#دابی#کوروی#مای_هیرو_اکادمی#دکو#میدوریا#باکوگو#اشیدو#کیریشیما#دنکی#اوراراکا#اسمات#ری_اکشن#سناریو#داستان#ویسگون
وقتی دیدم همه بیدارن یکم شوک زده شدم.
بچه ها:بشینید بیاید بیاید
گوروی:من فعلا کار دارم میام بعدا
میدونید نشست پیششون و منم زدم بیرون و جلوی در خابگاه نشسته بودم و پکی به سیگارم میزدم که وقتی پوک اخرو زدم خاموش شد،نخ دیگه ای ازش دراوردم و دنبال فندکم بودم که یک شعله ی ابی جلوم دیدم....
دابی بود....
-از زبون دابی-
داشتم جلوی خابگاه میگشتم که متوجه کوروی شدم
مثل اینکه باز خوابگاهو بخاطر سیگار پیچونده
نیشخندی زدم و سمتش با قدمای اروم رفتم دیدم دنبال فندکه پس کمکش کردم
با چهره سرد نگاهم میکرد
طبیعی بود بعد اون کارم...
البته منم پوکر نگاش میکردم
سیگارشو که روشن کرد نشستم کنارش
کوروی:گمشو ازینجا
دابی:بتو ربطی نداره بدرد نخور
نفس کلافه واری بیرون داد و تند تند از سیگارش پک میزد
دابی:*نیشخند* الان خفه میشی بدبخت
یهو با حالت تهاجمی( درست نوشتم؟ یا طحاجمی؟)بلند شد
کوروی:میشه دست از سرم برداری؟؟؟؟ تو با یه ویلن هیچ فرقی نداری...
صداش میلرزید...عجیبه
ولی از حرفاش عصبی شدم
دابی با تن صدای نسبتا بلند:دهنتو ببند هرزه لیاقت کمک کردنم نداری
کف دستم حرارتی تشکیل دادم و با اون یکی دستم گردنشو گرفتم و داشتم دست داغمو نزدیکش میکردم که یهو...
✧❁❁❁✧✿✿✿✧❁❁❁✧
خب دوستان اینم پارت چاهار بابت نبودنم ببخشید
قشنگ ازش استقبال کنیداااااا
لایک کامنت سیو و اد استوری یادتون نره قشنگای من
بوس به همتون
فعلاااااا
#انیمه#دابی#کوروی#مای_هیرو_اکادمی#دکو#میدوریا#باکوگو#اشیدو#کیریشیما#دنکی#اوراراکا#اسمات#ری_اکشن#سناریو#داستان#ویسگون
- ۲۲.۶k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط