{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ¹⁹

Part ¹⁹

ویلو لیلی

بعد از ناهار جونگکوک یراست رفت بالا تهیونگ رفته بود بیرون مادر جون و پدر جون تو باغ تو الاچیغ نشسته بودن منم دیدم کاری نمیخوام بکنم رفتم بالا جلو در اتاق وایسادم اول در زدم دیدم صدایی نیومد نگران شدم در باز کردمو رفتم تو دیدم صدای اب میاد فهمیدم جونگکوک رفته حموم همینجوری وایساده بودم صدای اب قطع شد داشتم به اتاق نگاه میکردم که یهو جونگکوک درو باز کرد که هینی بلند کشیدم میخواستم که بیوفتم دست جونگکوک دور کمرم حلقه شد و با اون یکی دستش منو گرفت همین که منو گرفت از موهای خیس سیخ سیخ شدش قطره ابی چکید افتاد رو گونم همینجوری شوکه زل زده بودم تو چشماش این مرد واقعا جذاب بود. قلبم بدجوری تند تند میزد دیوونه شدم ؟! وقتی لب زد دیگه من برای این صدای بم و هاتش مردمو زنده شدم

_ این برای بار دوم تو امروزه لطفا مراقب خودت باش !

یهو به خودم اومدم زودی خودمو جمع و جور کردم سافوایسادم الان بهش دقت کردم بالا تنش لخت بود واووو چه بدنی داره چه عضله هایی یه دستش کلا تتو بود وای عجب سیکس پکایی شلوار راحتی سیاه تنش کرده بود که حوله کوچیکی دستش بود رفت نشست رو تخت و شروع کرد به خشک کردن موهاش بهم نگاه کرد با دستش به کنارش اشاره کرد

_ بیا بشین

رفتم نشستم کنارش

_ خب ..چیکارم داشتی ( خسته )

من واقعا باهاش کاری نداشتم و معلوم بود خستست و خب ..یکمی برام سوال بود ولی خب بگذریم لبخندی زدم

+ هیچی ( کیوت )

دست از خشک کردن موهاش برداشت و موهاش یکم نم داشت همینجوری نگاهم میکرد اقا ولش کن از میپرسم

+ خب ..من میخواس-...!!

یهو سرش افتاد تو گردنم وایی خیلی بوی خوبی میداد

+ ج.جو..جونگکوک ..جونگکوک شی !

هیچ جوابی بهم نداد چطوری واقعا به این زودی خوابید !! اروم یکمی موهاشو نوازش کردم ولی بعدش ترسیدم گفتم شاید بیدار بشه اروم از گردنش گرفتم و اروم خوابوندمش رو تخت که ....


خب اینم از پارت 19 ممنون بابت حمایت خوشگلا

لایک : 10
کامنت : 10
ریپست : 3

ممنون میشم شرطا رو برسونید خوشگلا خیلی دوستون دارم ممنون بابت حمایت 🎀🥰🍓❤️
دیدگاه ها (۷)

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط