#احترام_به_والدین

#احترام_به_والدین

علی آقا را دیدم که تلفنی با #مادرش صحبت می کرد. دو زانو نشسته بود، مثل اینکه مادرش روبه روی اوست. اونقدر هم #متواضعانه و آرامش دهنده گفت‌و‌گو می‌کرد که این آرامش ناخودآگاه به من هم منتقل شد.

هیچ وقت آن روز را فراموش نمی‌کنم که از پشت #تلفن با مادرش چنین با ادب و متواضعانه صحبت کرد.

#شهید_علی_ماهانی
دیدگاه ها (۱)

پارت سه

⭕️ چرا جعفری سیگار می‌کشد؟!اوایل سال ۱۳۶۱ بود. یک روز تلفن خ...

🖤 مافیای منقسمت چهاردهم | دو چهرهصبح شرکت مثل همیشه شلوغ بود...

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

Destiny part 12

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌وهشتم 𓆪 🖤🥀در با صدای آرامی پشت سرشان بسته...

You Like a DreamPart 1هانیل از پانزده سالگی آرمی بود.پوسترها...

👑 پارت هفتم | نامزدی‌ای که هیچ‌کس نمی‌خواستصبح روز بعد، لیان...

~بطری‌ای که ممکن بود به چشم جیمین آسیب برسونه!همه‌مون ماجرای...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط