سناریو

سناریو

«وقتی به ایران میان»

جین: وای اینجا رو نامجون نگاه کن چقدر وسایل اشپزی..... عه وایسا اون نوشته قرمه سبزی اماده... وااااییی من باید قرمه سبزی بخورم

نامجون: جین وایسا منم بیاممممم

کوک: خدایا این دوتا چرا اینجوری میکنن
تهیونگ: منم نمیدو..
وای اونجارو اون اسباب بازیه رو نگاه جیمین بریم سوار بشیم... کوک تو..

کوک: نه من نمیام ممنون

تهیونگ: باشه بریم هیونگ

جیمین: بریممممممم

شوگا: من رفتم خوابگاه بخوابم خداحافظ

جیهوپ: کوک من و تو هم بریم یچیزی بخوریم چون اینا حالا حالا ها نمیان

کوک: پس بریم یه اسمش چی بود اه... اها فلافل بخوریم

جیهوپ: بریم
.
.
.
.
.
.
و بدین ترتیب بی تی اس به ایران امد
امیدورام این روز واقعی بشه و تمام ارمی ها بتونن تمام ایدلاشون رو ببینن حتی اگه عضو BTS نباشه
خب امروز مدرسم تعطیله کلا تو گوشیم بای بای 💎😘
دیدگاه ها (۲)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

لیا : چی بگم والا من میرم حاضر رشم کوک : وایسا منم میام لیا ...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

بادرگارده شخصی من پارت ۱۱

سناریو

پارت ۷ کامنت نمیذارید حواسم هستا

پارت۳

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط