بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

هر وقت می خواهیم با سید برویم توی شهر قدمی بزنیم ، یکی دو نفر جلوتر می روند تا اگر بوی کباب شنیدند خبرش کنند. حساسیت دارد به بوی کباب ، خیلی حالش بد می شود. یک بار خیلی اصرار کردیم که چرا؟
گفت : « اگر در میدان مین بودی و به خاطر اشتباهی ، مین فسفری عمل می کرد و دوستت برای اینکه معبر و عملیات لو نرود ، آن را می گرفت زیر شکمش و ذره ذره آب می شد و حتی داد هم نمی زد و از این ماجرا فقط بوی بدن کباب شده توی فضا می ماند ، تو به این بود حساس نمی شدی؟»  

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

لایک و شیر یادتون نره

http://line.me/ti/p/%40yck0500m

التماس دعا
دیدگاه ها (۷)

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

قسمت ۷بعد از رفتن جیمین، هوا توی هال حسابی سنگین شده بود. جو...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

پارت ۲۴صدایِ آهنگِ پرانرژیِ عروسی از داخلِ سالن می‌اومد، اما...

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

پارت ششم: «رقص در میان گرگ‌ها»نور لوستر مجلل سالن بزرگ عمارت...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇17ویو هویج:نامجون نمی‌دونست دقیقاً ا...

بوی کباب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط