مافیاهای نیمه شب

part:15
ویو ا.ت
داشتم کتاب میخوندم ک در کتابخونه باز شد دیدم بادیگارد مخصوص تهیونگه
×خانم عاقا کارتون دارن فوریع
تعجب کردم هر وقت کار داش بادیگارد نمی فرستاد ، رفتم
دنبالش و پیش تهیونگ
تق تق
_بیا تو
رفتم تو
×قربان خانومو آوردم
_تو برو
خیلی کلافه بود
+چیکارم داری؟(حالت آروم)
_بگو اگ یکی ، یکیو گروگان بگیره و اون خود کشی کنع جرم گروگان گیر چیع؟(عصبانی)
+خب...بستگی داره دلیل مرگ چی بوده باشع و با چی خودکشی کرده(حالت آروم)
با عصبانیت ب سمتم برگش (چهرشو طرف ا.ت کرد)
_تو فقد بگو جرمش چیع(عصبانی داد)
+احتمالن خودتی نه؟
تهیونگ با عصبانیت تمام سمتم اومد و با دستاش گردنمو گرف ک عقب رفتم و خوردم ب دیوار ، همین طور ک گردنمو با دستاش فشار میداد گف
_اینا ب ت ربطی ندارع فقد بگ جرمش چیع
داشتم خفع میشدم با دستام سعی میکردم دستاشو پس بزنم نمی تونستم حرف بزنم یکم شل کرد ک بتونم حرف بزنم
+چن سال حبس
ولم کرد و پرتم کرد زمین ی دستم رو گردنم بود (از جلو)
یکی دیگ رو زمین سرفم گرف
_چن سال حبس؟(حالت آروم)
+شیش یاااا هف سال
از عصبانیت میز تو اتاقو انداخ و نعره می کشید خیلی ترسیده بودم ، اونک از مرگ نمی ترسع حالا این ک دیگ زندانع.....

از سیاست چیزی نمد فقد همین طوری چرت مینویسم باور نکنین😂

اینم ی پارت و ببخشید ک دیر شد میدونم ک پیر شدین تا این پارتو عاپ کنم😅
شرایط: 10 لایک
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

only patient p4

فیک تهیونگ

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 013"""""""""""""""""""""""""""""""...

#تکپارتی_تهکوک صدای عاشقانه امشب بارون بی وقفه به شیشه های...

فیک تهیونگ

پارت ۶۳

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹¹ویو لیلیتداشتم به کمک ...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط