{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه هامون مسافرند... 💖  

بچه هامون مسافرند... 💖  

یه روزی میاد که جای خالیشون تو اتاق بدجور حس میشه...💖
یه روزی میاد که دلتون برای صداش تنگ بشه...💖

یه روزی میاد که آرزو کنی بغلش کنی...💖
یه روزی میاد که دلت برا ریختو پاشاش تنگ میشه..💖 ..

یه روزی میاد که دوست داری تا صبح پیشت بخوابه و تو بوش کنی و تا صبح نگاش کنی...💖

اونوقت میگی...چه زود بزرگ شد !💖

اونوقت میگی :
چقد عجله داشتم برای بزرگ شدنش

اونوقت میگی :کاش کوچیک بود...💖
بیشتر بغلش می کردم...💖
میذاشتم گاهی تو تخت من بخوابه...💖

اون وقتی که صدام می کرد و من سرم تو دنیای مجازی بود...💖 نمیگفتم ، مگه نمیبینی دستم بنده !💖

اونوقت که دنیای مجازی و کارم رو همه دنیام کردم ...💖
نمیدونستم همه دنیام داره از تنهایی کارتون میبینه :(((:sparkling_heart:

نمیدونستم همه دنیام تو فصل پاییز دلش می خواد رو برگهای خشک پا بذاره و بدوه...💖

من بخاطر دنیای مجازی و تکنولوژی و کار ، دنیای کودکی بچمو ازش گرفتم...💖 ..

کاش هنوز بچه بود...💖 ..

امروز دستشو میگرفتمو باهم روی برگای خشک قدم میزدیم...💖 اون میگفت مامان ... 💖  
من میگفتم جاااااااااااااااااااانم .💖 . 💖


. 💖 . 💖 . 💖 . 💖 . 💖  
اشک نریز...💖 .. اون اینجاست 

هنوز بچه است و عاشق بازی با مامان...💖

بلندشو...💖

برو یه بوسه به دستای کوچولوش بزن

و برو …
دنیای کودکیش رو زنده کن...💕 💕 💕
..
..
.. ... این به اکثر مامانای این دوره صدق میکنه بیاین بیشتر متوجه گلای زندگیمون باشیم ...💝 💝 💝
دیدگاه ها (۱۳)

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

رمان تو خود منی

ادامه پارت ۶ وقتی بحث شیرموزها بالا گرفت و همه با هم یکی شدن...

پارت ۳

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط