زن زیبایی نیستم
زن زیبایی نیستم
موهایی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می آید
ونه شب را به یادت می آورد
نه ابریشم
نه سکوت شاعرانه
نه حتی خیال یک خواب آرام
پوست گندمی دارم
که نه به گندم میماند
نه کویر
وچشم هایی
که گاهی سیاه میزند
گاهی قهوه ای
و گاه که به یاد مادرم می افتم عسلی میشوند وکمی خیس
دست هایم ... دستهایم
دست هایم مهربانند
وهراز گاهی برای تو
به یاد تو
به عشق تو
شعر می نویسند
مرا همانطورساده دوست داشته باش
با موهایی که نوازش میخواهند
و دست های که نوازشت می کنند
و چشم هایی که
به شرقی صورت من می آیند
"نیکی فیروز کوهی"
موهایی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می آید
ونه شب را به یادت می آورد
نه ابریشم
نه سکوت شاعرانه
نه حتی خیال یک خواب آرام
پوست گندمی دارم
که نه به گندم میماند
نه کویر
وچشم هایی
که گاهی سیاه میزند
گاهی قهوه ای
و گاه که به یاد مادرم می افتم عسلی میشوند وکمی خیس
دست هایم ... دستهایم
دست هایم مهربانند
وهراز گاهی برای تو
به یاد تو
به عشق تو
شعر می نویسند
مرا همانطورساده دوست داشته باش
با موهایی که نوازش میخواهند
و دست های که نوازشت می کنند
و چشم هایی که
به شرقی صورت من می آیند
"نیکی فیروز کوهی"
- ۴۱۳
- ۱۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط