{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گشنه تشنه بودیم یک چای دست مون ندادش،، زبونی بی زبونی وسی

گشنه تشنه بودیم یک چای دست مون ندادش،، زبونی بی زبونی وسیله کیف مون گذاشته بود جلو در حال گفت ۵صبح زادیم بیرون به پسرم با خط همرام زنگ زادم گفتم رسیدم رفتم خونه ات زنت مارو از خونه بیرون کردش،،، پسرش میگه چرا اومد خونه ام پیرمرد میگه حاج خانوم حالش خ

حال ش خوب نبود قلبش مشکل داره باید عمل بشه پسرش میگه به من چه از دستم کاری بر نمیاد خودم خیلی خیلی حالم بدشدش پسره عروس ش ایجابودن گردشون میشکوندم بی رحم پسر، بزرگ بکنی مادرش ترخشکش بکنه بزرگ بشه زن بگیر الان مادرش قلبش میخواد عمل بشه عروسش
دیدگاه ها (۰)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟏سه روز از اون ماجرا می گذشت و تو این س...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

خب بریمیه حیاط بزرگ سرسبز جوری درخت ها و گل و گیاه هاش تازه ...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:3با...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 1فلش بک سال ۲۰۲۱ عم...

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱ اگر کسی از بیرون به رابطه‌ی لیا و نام...

وقتی آسانسور ایستاد، دایون بدون هیچ ترسی به بیرون قدم برداشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط