{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت جدید آوردم.

پارت جدید آوردم.
راوی :
زامبی از پشت به جیمین حمله ور شد که لیا سریع دید و گیره ی مو یی شو به سمتش پرت کرد که دقیقا خورد وست پیشونیش. همه با ترس به ملکه شون نگاه میکردن . لیا چشماش قرمز شده بود و از سرش آتش بالا گرفته بود یک دستش توفان بود و دست بعدی آب جمع شده بود . حتی جیمین ام از اون می‌ترسید. لیا دستاش رو بالا آورد و به همه گفت :
لیا: چشماتون رو ببندید وگر نه کور میشید (عربده)
همه چشم هایشدن رو بستن و صدای مهیبی شنیدن همین که جیمین چشم هاشون رو باز کرد دید لیا داره میوفته سریع دوید و اون رو به آغوش کشید.
جیمین: آروم باش . اون ها همه به چادر هاشون رفتن ‌ . لیا اصلا حال نداشت بعد از خوابیدن لیا جیمین سریع کتاب نیرو و جادو رو مطالعه کرد و گشت که با نیروی اون مواجه شد
*صفحه ی کتاب *
نیروی به اسم قدرت مطلق میتواند از همه ی نیرو هایی که در جهان وجود دارد استفاده کنید . این نیرو برای بانوان است معمولا ار مادر نیز انتقال می یابد این نیرو با بچه دار شدن انتقال داده می‌شود قدرت های این نیرو بسیار قوی میباشد با هر زربه می‌تواند نیروی زیادی از فرد صاحب بگیرد این نیرو می‌تواند فقط تاج های نیرو را رر روی سر بگذارد . .....
جیمین دوباره به لیا خیره شد و متوجه شد چرا هر وقت اون رو میبوسه قدرت هاش چند برابر میشه .
به بیرون رفت و دید که جیهوپ نزدیک میشه.
جیهوپ: سرورم تمام لشگر مقابل نابود شدن و طرف مردم پاین آب نیز با رهبر جدید میخوان که با ما صلح کنن
دیدگاه ها (۱۰)

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۰عصر، دوباره به کنار رودخونه رفتن.همون...

برادر ناتنی

پارت ۸ 🖤جیمین با عصبانیت به جونگ‌کوک نگاه کرد.— «بهت اعتماد ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

𓆩 پارت ۵۶ 𓆪 🖤ات با تعجب بین جیمین و مرد غریبه نگاه کرد.— یکی...

part 12

*ی ادم بیشعور مدام در حین اجرا روی جین با تفنگ آب پاش اب می ...

زیبای کوچک فریبکار

Destiny part 13

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت سوم | کتاب قدیمیا.ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط