#ماه_بنفشم

#Maah_Banafsham
‌
#part67
‌
#ارسلان:
دیانا داشت با رفیقش حرف میزد که یادم افتاد براش گوشی خریدم و فردا صبح میرسه به دستم
تو همین فکرا بودم که دیانا صدام کرد
+ارسلان
_جونم
+تموم شد،مرسی
_فدات
+خیلی خوابم میاد
_بیا باهم بخوابیم
+نه ارسلان پات اذیت میشه
_غلط میکنه
+ارسلان من یه امشبو پیشت نمیخوابم ولی قول میدم از فردا شب که یکم پات بهتر شد باهم بخوابیم
_نمخامممم باید پیش من بخوابی
+لج نکن دیگه
_بدون تو خوابم نمیبره
+فکر کردی بدون تو من خوابم میبره؟؟
_خو پس پیشم بخواب
+اخه...
_اخه نداره،بیا بغلم
+چشم..
+شببخیر
_شبت بخیر،خوابای خوب ببینی
+ارسلان
_جون ارسلان؟!
+خیلی دوستدارم
_من بیشتر
دیدگاه ها (۰)

ارسلان: دیانا چته عزیزم دیانا: تروخدا خواهش میکنم الان اگه ک...

#زیباترین_عشق#پارت_47ارسلان _دیانا عزیزم بیا اینجادیانا _بله...

#زیباترین_عشق#پارت_40دیانا _ارسلان پکری چی شده ارسلان _نه عز...

#زیباترین_عشق#پارت_7۸دیانا _وقتی ارسلان رفت تیکه از وجودم کن...

#زیباترین_عشق#پارت_9۵دیانا _با نیکا رفتیم اتاق رفتیم دوش گرف...

دیانا🤍مامانش بغل مبلی که من نشسته بودم نشست و گفت+خوبی عزیزم...

#هفت_آسمون🖤#پارت_17🖤دیانا🖤که یهو گوشیم زنگ خورد دیدم بابامه ...

یک ماه از روزی که رفتیم سونوگرافی و فهمیدیم جوجه ی دوممون هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط