{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ياد دارم در غروبی سرد سرد

ياد دارم در غروبی سرد سرد
ميگذشت از كوچه ما دوره گرد
داد میزد: كهنه قالي ميخرم
دسته دوم جنس عالي ميخرم
كاسه و ظرف سفالي ميخرم،
گر نداري كوزه خالي ميخرم
اشك در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهي كشيد بغضش شكست،
اول ماه است و نان در سفره نيست
ای خدا شكرت ولي اين زندگيست؟
بوي نان تازه هوشش برده بود،
اتفاقا مادرم هم روزه بود،
خواهرم بي روسري بيرون دويد
گفت: آقا سفره خالي ميخريد؟! دراين روزها ياد فقرا هم باشيد از داشته هاتون ياد كنيد نه نداشته ها
دیدگاه ها (۲۰)

سلام دوستای خوبم،هلیا جون برای تایید نیاز به لایک شما داره،ک...

✔تنهــــــا چیــــــــزی که بایـد از زندگـــی آمــــوخت✔فقــ...

شاید تا به حال اين سوال براتون زیاد پيش آمده كه جمعه روز زوج...

ياد دارم در غروبی سرد سرد ميگذشت از كوچه ما دوره گردداد میزد...

ياد دارم در غروبی سرد سرد ميگذشت از كوچه ما دوره گردداد میزد...

یاد دارم در غروبی سرد سرد، میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد....میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ها ، دوره گردداد می...

ياد دارم در غروبي سرد سرد ، ميگذشت از كوچه ما دوره گرد ، داد...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد داد میز...

به بهانه ...یاد دارم در غروبی سرد سردمیگذشت از کوچه ما دوره ...

در غروبی سردِ سردمیگذشت از کوچهء ما دورگردداد میزد کهنه قالی...

یاد دارم در غروبی ســــرد ســــــرد... میگــذشت از کوچـــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط