ای ناخدای عشق آهسته تر

ای ناخدای عشق آهسته تر
کشتی طوفان زده ی دلتنگی ام
با موج های بی مهری
در هم شکسته ست
دل تنگم را غروب آفتاب می داند
وقتی سفره ی دلش را
بر دریای بیکران پهن میکند
آن وقت که دل به دریا میزنم
این تن خسته ام را همچون
موجی بی قرار
به ساحل آغوش آرام تو می سپارم..
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAAFuoaddonyatiktak2pgXxCsxw

‌‎‌‎‌
دیدگاه ها (۸۳)

من ناخدای کشتیِ بی بادبانمدریانوردی که شنا کردن بلد نیستدریا...

بر سر قایقش اندیشه کنان قایق باندائماً میزند از رنج سفر بر ...

زورق آرزوهایم به گِل نشسته است....چه کسی مرا خواهد فهمید؟..د...

اگر کسی را دیدید که از کوچک ترین چیزها لذت می برد کمتر سخت م...

دریا عاشق بود...این را وقتی فهمیدمکه ارمغان صدف هایش,ناز ارغ...

رد پایت مانده بر بغض های شبانه امدر خلسه ی شعرهایمعمریست بات...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه کـــه تصویـــر...

کشتی یونانی کیش

تو دریای منی..دریای سعادت و مهر..تو اقیانوسی از عشق و احساسی...

در کتاب چار فصل زندگیصفحه ها پشت سر هم می روندهر یک از این ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط