زورق آرزوهایم به گِل نشسته است....

زورق آرزوهایم به گِل نشسته است....

چه کسی مرا خواهد فهمید؟..

در این ساحل آفتاب زده،منتظر ایستاده ام..

از دور، کشتی ناخدا را می بینم که بادبان برافراشته و می آید به سویم...

آیا او باور خواهد کرد که من زنده ام؟

یا او هم مثل دریا،گمان می کند من جسدی بیش نیستم و مرا پس می زند به ساحل؟...

کاش بیاید و زورق به گل نشسته ام را دوباره به دریا بیاندازد...

به موج ها خواهم گفت که من نفس می کشم هنوز...

......

آهاااااای ی ی ی....ناخدای خورشید...من زنده ام هنوز...اینجا به گِل نشسته ام فقط...
همین...
دیدگاه ها (۲)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 بیست و سوم مهر؛ روز جهانی ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...

دلتنگِ تو هستم و دلم بی تاب استچشمانِ به شب زُل زده ام ...

موج دریا با لرزش صداهایشهم‌زمان آرام و هم‌زمان بیرحمچون عاشق...

🦋♥️ نامت را بر زبان می‌آورم...#دریا بر من گسترده‌تر می‌شود.....

نامت را بر زبان می‌آورمدریا بر من گسترده‌تر می‌شوددریایی که ...

نام‌ات را بر زبان می‌آورمدریا بر من گسترده‌تر می‌شوددریایی ک...

ای ناخدای عشق آهسته ترکشتی طوفان زده ی دلتنگی امبا موج های ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط