{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر سر قایقش اندیشه کنان قایق بان

بر سر قایقش اندیشه کنان قایق بان
دائماً میزند از رنج سفر بر سر دریا فریاد:
اگرم کشمکش موج سوی ساحل راهی میداد.
سخت طوفان زده روی دریاست
نا شکیباست به دل قایق بان
شب پر از حادثه.دهشت افزاست.
بر سر ساحل هم لیکن اندیشه کنان قایق بان
نا شکیباتر بر می شود از او فریاد:
کاش بازم ره بر خطه ی دریای گران می افتاد!
دیدگاه ها (۶)

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

#فنجانی_چای_باخداقسمت نودآن نیمه شبِ پر هیاهو، من فقط اشک ری...

تو یکی از وبینارهای مملکت بین یه دختر به اسم "پرنیان" که پزش...

فکت باشه?!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

isfad ;)!

ولی رویا به مظلومانه ترین حالت ممکن از دنیا رفت ;)!

بلاخره :)))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط