***برف، برف، برف می‌باره

***برف، برف، برف می‌باره
قلب من امشب بی‌قراره
برف، برف، برف می‌باره
خاطره‌هاتو یادم میاره
تا دوباره صدامو در آره
برف برف برف می‌باره
آسمون‌م دلش غصه داره
حق داره هرچی امشب بباره
جای برف باز می‌شینی کنارم
مطمئنم دیگه شک ندارم
شک ندارم تو هم فکرم هستی
تنهایی تو اتاقت نشستی
گفته بودی دلت تنگ نمیشه
پس چرا هی میای پشت شیشه
برف، برف می‎باره
خاطره‌هاتو یادم میاره
خنده‌ی آدمک روی برفا، روزای خوبم‌و زنده کرده
من دلم گرم هیشکی نمیشه، سردمه سردمه خیلی سرده
باز دوباره داره برف میباره
باز چه ساکت، چه کم‌حرف می‌باره
یخ زده دستای بی‌گناهم
چشم به راهم فقط چشم به راهم***
دیدگاه ها (۲)

داستان دختر برفی

شاهکاری به نام دروغ

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_36فصل شانزدهم |...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

part 64جونگکوک« باشه باشه ولی بی شوخی غذا خوردن رو جدی بگیر ...

True Love⑧ا/تامروز همون پس فردایی بود که لحظه شماری میکردم و...

27part _چند روز بعد_لارا با سرعت پله‌های عمارت رو دوید و وار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط