#بزرگترین_آرزو

#بزرگترین_آرزو
P12

+فردا منتقل میشی به زندان... وکیل گرفتی؟
_مهم نیست.. درهر صورت حکمی که قراره بهم بدن مشخصه..
+خیل خب خودم برات یک وکیل خوب پیدا میکنم..
_نیازی به این کار نیست..

درحالی که نگاهش به زمین بود و نشون میداد تو فکره زیر لب اما طوری که اون بشنوه زمزمه کرد..
+جانگ می وکیل خوبیه.. فقط باید غرورمو زیر پا بزارم و این کار سختیه..
_دارم با تو حرف میزنم.. میگم نیازی به گرفتن وکیل نیست!!

بدون اهمیت به حرفی که زده نگاهشو به اون داد..
+ امیدوارم حداقل به وکیلت اعتماد کنی و چیزای لازمو بهش بگی..

عقب گرد کرد اما صدای اون باعث متوقف شدنش شد..
_نمیخوام کسی برام دلسوزی کنه!

بدون اینکه برگرده با صدای رسایی خطاب به اون گفت
+این دلسوزی نیست.. فقط میخوام نجاتت بدم تا مثل پدرم.. بدون تقصیر گناهکار حساب نشی..!

_من از پس خودم برمیام.. پس فقط کسی که مورد تجاوز قرار گرفته رو نجات بده..!

ویبره گوشیش بلند شد ..
با دیدن شماره ناشناس نگاهی به جونگ کوک انداخت و بعد ازونجا خارج شد..
تلفن رو وصل و اونو روی گوشش گذاشت..
صدای رسانایی ، نفس زنان بلند شد..
_ کیم می جونگ ، فردی که بهش تجاوز شده بود.. جسدش پیدا شده!!!!

قدم هاش متوقف شد..
.
.
سرشو تو دستاش گرفت و چشماشو بست..
اون دختر ۱۸ساله.. مگه چیکار کرده که باید تاوانشو بده؟!.
با اومدن زنی با روپوش سفید به سمتش، بلند شد..
+چیشد؟
_متاسفانه هیچ دی ان ای نا آشنایی رو بدنش نیست..
+چقدر..

انگار مُردَد ‌بود که این سوالو بپرسه..
+چقدر آسیب دیده؟
_چون دستاش بسته شده دور مچ دستاش آسیب زیادی دیده و روی بدنش جای رد خودکار و سوراخ شده ای توسط مداد نوکیِ.. حدس میزنم اونارو برای حفاظت از خودش برداشته اما درنهایت خودش آسیب دیده..

سری تکون داد..
_خب کار دیگه ای با من ندارین؟؟
+نه... ممنونم..

شاید این مدرک خوبی بود که نشون بده جونگکوک بی گناهه .. اما اینکه نمیدونست مجرم اصلی رو پیدا کنه عصبی و نگرانش میکرد.. میترسید اطرافیانشون اسیب ببینن..و اتفاقی براشون بیوفته!!


جدی اینقد بده که هیچ نظری نمیدین؟
دیدگاه ها (۶)

🚨✨ توجه توجه، یه استعداد تازه وارد صحنه شده!🎙️ آنی با رول‌ها...

دنیای جونگ‌کوک با یک تماس تلفنی، کلاً زیر و رو شد. اون یه پس...

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

پارت ۱۹۷

Heir of Light and Darknesspart : 19جونگ‌کوک هنوز دست تهیونگ ...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

* جیمین: جونگ‌کوک امروز می‌خواست بهتون نشون بده که چطور هر ر...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت چهارمساعت از دو بعدازظهر گذشته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط