عشق مافیا
𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟷𝟼
ویو من ✌️🏻😂
غذاشونو خوردن. داشتن نوشیدنی میخوردن که یهو برقا رفت همه جا تاریک شد
ویو ا/ت
چرا یهو برقا رفت. دیدم جونگکوک نیست. ع کجا رفت. یهو برقا روشن شد سرمو برگردوندم دیدم جونگکوک با کیک تولد وایساده کنارش یوریو بچه هاهم (اعضا) بودن.
جونگکوک یوری اعضا: happy birthday to you 🥳
ا/ت: 🥹
جونگکوک اومد سمتم
جونگکوک: شمع هارو فوت کن (لبخند)
یوری: وایسا اولش ارزو کن
ا/ت: باشه(لبخند)
ا/ت: (ارزو کرد و بعدش شمع هارو فوت کرد)
جونگکوک یوری اعضا: تولدت مبارک ا/ت(همشون دست زدن)
ا/ت: وایی مرسی خیلی خوشحالم🥹
جونگکوک کیکو گذاشت رو میزو اومد جلوم وایساد. از داخل جیب کتش یه جعبه دراورد. داد دستم.
جونگکوک: ا/ت این کادو تولد توعه
ا/ت: وای مرسی 🥹
جونگکوک: بازش کن
ا/ت: باشه(بازش کرد)وای این چقدر خوشگله(گردنبنده)
جونگکوک: بده برات ببندمش
ا/ت: باشه(گردنبندو داد به کوک و براش بست)
جونگکوک:ا/ت.. ازت یه درخواست دارم
ا/ت: چه درخواستی
جونگکوک: من خیلی دوست دارم میشه دوست دخترم بشی
ا/ت یه لبخند زدو گفت
ا/ت: منم دوست دارم جونگکوکا
جونگکوک ا/تو بغل کردو همه براشون دست زدن.
جین: بچه ها بریم دیگه بشینیم
یوری: اره من دلم کیک میخواد
همه: (خنده)
ا/ت: شیکمو(خنده)
رفتیم نشستیم سر میز. گارسون برامون کیکو تقسیم کردو برامون اورد. داشتیم کیک میخوردیم که یوری گفت
یوری: هی اقای جئون میدونستی این دختر همش پیشم عر میزد که چقدر دوست داره (😂)
ا/ت: یوری جونم ببند کیکتو بخور😊🔪
یوری: خب راست میگم دیگه مخ منو هی میخوردی
جیمین: یوری ا/ت الا میکشتت(خنده)
جیهوپ: به نظر منم ادامه نده یوری(خنده)
جونگکوک: هی پرنسس منو اذیت نکنید
تهیونگ جیمین: اووووووو
جونگکوک: کوفت 😐
جین: جونگکوکم همین بود مخ مارو خورد
جونگکوک: ساکت 😊🔪(حرصی)
ا/ت: مهم اینه الان منو جونگکوک باهمیم 😌
همه: اووووو
جونگکوک ا/ت: 😑
ویو جونگکوک
کیکامونو خوردیم. بلند شدیم رفتیم بیرون.
یوری: بچه ها من دیگه میرم مامانم هزاربار زنگ زد
ا/ت: باشه خشگلم مواظب خودت باش
یوری: همگی خدافظ(رفت)
همه: خدافظ
نامجون: ماهم دیگه میری شما رو تنها میزاریم
جونگکوک: باشه خدافظ(لبخند)
اعضا: خدافظ
جونگکوک: خب پرنسسم میخوام یه جایی بریم
ا/ت: کجا
جونگکوک: میفهمی
سوار ماشین شدیم. رفتم سمت ساحل. رسیدیم. ماشینو پارک کردم. پیاده شدم رفتم در سمت ا/تو باز کردم
جونگکوک: پیاده شو پرنسس
پیاده شد.
ا/ت: چقدر ساحل تو شب قشنگه
جونگکوک: بیا بریم کنار اب قدم بزنیم
ا/ت: بریم(لبخند)
همین طور دست تو دست هم قدیم میزدیم. فکر نمیکردم یه روزی عاشق بشم.
ا/ت: جونگکوکا
جونگکوک: بله پرنسس
ا/ت: من خیلی دوست دارم
جونگکوک وایساد. صورتشو نزدیک صورت ا/ت کردو گفت
جونگکوک: ولی من خیلی عاشقتم
اروم لبشو گذاشت رو لب ا/ت بوسیدش(🫠) اروم ازهم جدا شدن، به چشم هم نگاه میکردن.
جونگکوک: چشمات از این اسمون قشنگتره
ا/ت: (لپش گل انداخت)
جونگکوک: اوو پرنسس من خجالتیه، بیا بغلم(بغلش کرد)
ا/ت: بریم خونه؟(لبخند)
جونگکوک: بریم(لبخند)
ادامه دارد...
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
ویو من ✌️🏻😂
غذاشونو خوردن. داشتن نوشیدنی میخوردن که یهو برقا رفت همه جا تاریک شد
ویو ا/ت
چرا یهو برقا رفت. دیدم جونگکوک نیست. ع کجا رفت. یهو برقا روشن شد سرمو برگردوندم دیدم جونگکوک با کیک تولد وایساده کنارش یوریو بچه هاهم (اعضا) بودن.
جونگکوک یوری اعضا: happy birthday to you 🥳
ا/ت: 🥹
جونگکوک اومد سمتم
جونگکوک: شمع هارو فوت کن (لبخند)
یوری: وایسا اولش ارزو کن
ا/ت: باشه(لبخند)
ا/ت: (ارزو کرد و بعدش شمع هارو فوت کرد)
جونگکوک یوری اعضا: تولدت مبارک ا/ت(همشون دست زدن)
ا/ت: وایی مرسی خیلی خوشحالم🥹
جونگکوک کیکو گذاشت رو میزو اومد جلوم وایساد. از داخل جیب کتش یه جعبه دراورد. داد دستم.
جونگکوک: ا/ت این کادو تولد توعه
ا/ت: وای مرسی 🥹
جونگکوک: بازش کن
ا/ت: باشه(بازش کرد)وای این چقدر خوشگله(گردنبنده)
جونگکوک: بده برات ببندمش
ا/ت: باشه(گردنبندو داد به کوک و براش بست)
جونگکوک:ا/ت.. ازت یه درخواست دارم
ا/ت: چه درخواستی
جونگکوک: من خیلی دوست دارم میشه دوست دخترم بشی
ا/ت یه لبخند زدو گفت
ا/ت: منم دوست دارم جونگکوکا
جونگکوک ا/تو بغل کردو همه براشون دست زدن.
جین: بچه ها بریم دیگه بشینیم
یوری: اره من دلم کیک میخواد
همه: (خنده)
ا/ت: شیکمو(خنده)
رفتیم نشستیم سر میز. گارسون برامون کیکو تقسیم کردو برامون اورد. داشتیم کیک میخوردیم که یوری گفت
یوری: هی اقای جئون میدونستی این دختر همش پیشم عر میزد که چقدر دوست داره (😂)
ا/ت: یوری جونم ببند کیکتو بخور😊🔪
یوری: خب راست میگم دیگه مخ منو هی میخوردی
جیمین: یوری ا/ت الا میکشتت(خنده)
جیهوپ: به نظر منم ادامه نده یوری(خنده)
جونگکوک: هی پرنسس منو اذیت نکنید
تهیونگ جیمین: اووووووو
جونگکوک: کوفت 😐
جین: جونگکوکم همین بود مخ مارو خورد
جونگکوک: ساکت 😊🔪(حرصی)
ا/ت: مهم اینه الان منو جونگکوک باهمیم 😌
همه: اووووو
جونگکوک ا/ت: 😑
ویو جونگکوک
کیکامونو خوردیم. بلند شدیم رفتیم بیرون.
یوری: بچه ها من دیگه میرم مامانم هزاربار زنگ زد
ا/ت: باشه خشگلم مواظب خودت باش
یوری: همگی خدافظ(رفت)
همه: خدافظ
نامجون: ماهم دیگه میری شما رو تنها میزاریم
جونگکوک: باشه خدافظ(لبخند)
اعضا: خدافظ
جونگکوک: خب پرنسسم میخوام یه جایی بریم
ا/ت: کجا
جونگکوک: میفهمی
سوار ماشین شدیم. رفتم سمت ساحل. رسیدیم. ماشینو پارک کردم. پیاده شدم رفتم در سمت ا/تو باز کردم
جونگکوک: پیاده شو پرنسس
پیاده شد.
ا/ت: چقدر ساحل تو شب قشنگه
جونگکوک: بیا بریم کنار اب قدم بزنیم
ا/ت: بریم(لبخند)
همین طور دست تو دست هم قدیم میزدیم. فکر نمیکردم یه روزی عاشق بشم.
ا/ت: جونگکوکا
جونگکوک: بله پرنسس
ا/ت: من خیلی دوست دارم
جونگکوک وایساد. صورتشو نزدیک صورت ا/ت کردو گفت
جونگکوک: ولی من خیلی عاشقتم
اروم لبشو گذاشت رو لب ا/ت بوسیدش(🫠) اروم ازهم جدا شدن، به چشم هم نگاه میکردن.
جونگکوک: چشمات از این اسمون قشنگتره
ا/ت: (لپش گل انداخت)
جونگکوک: اوو پرنسس من خجالتیه، بیا بغلم(بغلش کرد)
ا/ت: بریم خونه؟(لبخند)
جونگکوک: بریم(لبخند)
ادامه دارد...
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
- ۱۱۲.۳k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط