فیک خانواده ای با طعم شکلات

پارت ۶
ا/ت: صبحونه خوردی؟
کوک: خیر و عین سگ گشنمه
ا/ت: میبینم😂..لپ شو بوسیدم*..برای خودمون نودل درست میکنم و رفتم انباری تا دوتا نودل بیارم و رفتم آشپزخونه و شروع کردم به آشپزی*
جین: به به خانواده مورد علاقه ام
سوجین: صبح بخیر
کوک و ا/ت: صبح بخیر
ا/ت: چیزه نودل میخوردین..میخوام درست کنم
سوجین: آره بزار کمکت کنم
ا/ت: نمیخواد خودم درست میکنم
سوجین: لوس نشو بیا ببینم*
ا/ت: باشه مرسی
***
کوک: واایی دستتون درد نکنه عالی بود
ا/ت: خواهش میکنم
سوجین: خواهش..
ته؛ سلام صبح بخیر
لیا: صبح بخیر
ته: بدون من نودل خوردین؟
ا/ت: دیر اومدی عزیزم
ته: 😂
کوک: میخوای یه چیزی براتون درست کنم؟
ته: نه با لیا درست میکنم
کوک: اهوم..
جین: ته یک دقیقه بیا اینور
ته: جانم؟..
جین: امروز همونطور که میدونی تولد جونگ کوکه فردام تولد ا/ت هستش نظرت چیه با پسرا و دخترا باهم براشون تولد بگیریم
ته: خوبه..فقط به اعضا هم بگیم
دیدگاه ها (۶)

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

رئیس دوست داشتنی پارت چهاردهم صبح بود ومن از تخت خوابم بلند ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

سناریو مایکی پارت ۵

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۲ ا/ت باز صبح شد دیدم خدمتکا...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط