دیروز حوصلہ م سر رفتہ بود زنگ زدم 118 گفتم:

دیروز حوصلہ م سر رفتہ بود زنگ زدم 118 گفتم:

شماره ادیسون لطفا!

اونم یہ شماره بهم داد!!!
منم بہ اون شماره زنگ زدم.





اونم جواب داد و گفت:
تیمارستان فارابے بفرمائید!
اصن ملت گرگ شدن دیگہ نمیشہ سر ڪارشون گذاشت😂 😂 😂
#درخواستے...
#لبخند_حلال
#درمنطق‌ما‌گریہ‌فقط‌بر‌حسین‌علیہ‌السلام‌معنا‌میدهد
دیدگاه ها (۱۷)

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

پارن ²ساعت ده شب؛ تیمارستان روانی سنت‌ماری.راهروها در سکوت ف...

𐙚 پارت ¹ | ویو نامراروی نیمکت نشسته بودم. هوا خنک بود و باد ...

#چند پارتی از تهیونگ وقتی به اجبار ازدواج کردین ولی همدیگه ر...

Forbidden love①④رینا: دختر نمی‌خوای حرف بزنی؟ سه‌روزه نشسته‌...

: دیروز حوصله م سر رفته بود زنگ زدم 118 گفتم:شماره ادیسون لط...

ديروز حوصله م سر رفته بود زنگ زدم 118 گفتم:شماره اديسون لطفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط