{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟!
سربه تایید تکان دادی و گفتی آری !
عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جان خودت دوست ترش می داری
ای که نزدیک تری از من دلتنگ به من
بین ما نیست به جز فاصله ای اجباری
من عروس توام، ای از من و آغوشم دور
خطبه را گریه ی من می کند امشب جاری
زندگی چیست به جز خاطره ای افسرده
زندگی چیست به جز رنج و غمی تکراری
گله ای نیست به تنهایی خود دل بستم
به غزل گریه ی هر روز، به شب بیداری
روی دیوار دلم سایه ای از قامت توست
مثل تنهایی من قد بلندی داری !
. .
سیده_تکتم_حسینی
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱۲: هویتِ فاش شدهتهیونگ به زخمی که روی دستِ مرد بود، خی...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت دومحیح چقد زود پارت دادم-____...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 139✦..................

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟓جونگکوک:برو گمشو عوضی تو اون دختره رو ...

پارت ۱۳...

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط