{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر اجاره ای 🕸🖤

دختر اجاره ای 🕸🖤
𝐩𝐚𝐫 ⁴⁰
𝒓𝒆𝒏𝒕 𝒈𝒊𝒓‌

سریع سرش رو چرخوند

تهیونگ بود

تهیونگ هم هنوز بهش نگاه نکرده بود تا فهمید بغل دستیش داره بهش نگاه میکنه

چشم تو چشم شدن

تهیونگ بغض کرد

جنی به چهرش نگاه کرد

اصلا اونجوری که تو روزنامه دید نبود

دور چشمش کبود بود و گود داشت

چشماش بنظر میومد از بی خوابی قرمز شده بود

و.. لباش.. لباش خشک و رنگ پریده بودند

از خودش خجالت کشید ولی سعی کرد فراموش کنه

خانم شروع به صحبت کرد

:ببخشد اتاقامون تموم شده فقط برای یک نفر هست

میخواین اتاقتون باهم باشه؟

تهیونگ: فکر خوبیه

جنی: نه ممنون، من میرم یه هتل دیگه

تهیونگ: مگه دعوت نشدی؟ اینجا قراره جشن باشه

نمیشه از یه هتل دیگه پاشین بیاین اینجا

جنی: درسته دعوت شدم ولی وقتی به اندازه ی کافی

اتاق نذاشتن واسه مهمان یعنی اهمیتی قائل نشدن

خانم: یکی از مهمان ها سه روز دیگه میره میتونین فعلا هم اتاق بشین؟

جنی: سه روز! نه ممنون بعد سه روز برمیگردم

خانم: ولی ممکنه کس دیگه ای بیاد

جنی: خب رزرو میکنم

خانم: ببخشید ولی نمیتونین رزرو کنین چون فقط یه اتاقه

جنی: چه ربطی داشت؟

خانم: قوانین هتله که رییس جمهور شرح کرده

جنی آهی کشید و قبول کرد

جنی: میشه چمدونام رو بیارین

خانم: حتما

خانم پشت میز به هر دو یک کلید داد

رفتن سمت آسانسور و سوار شدن

بالا ترین طبقه بود


دوزِتان خبر خوب
بهتون قوووول میدم از این به بعد پارت هارو سر وقت بزارم
امیدوارم شماهم حمایتم کنید
بوس به کلتون😗
دیدگاه ها (۱۲)

رمان تو خود منی

🍓 مشتری همیشگی 🍰 فصل دوم : پارت ۱۱روز بعد، نامیرا جلوی آینه ...

𓆩 پارت ۴۹ 🖤🥀 𓆪چند ساعت بعد، پزشک از اتاق بیرون اومد.پزشک: حا...

dark life = 26

بعد از چند دیقه تهیونگ کامل مست شده بود.هیچی‌نمیفهنید فقط نی...

پارت ۲۶

تکپارتی درخواستی

سه روز از گیر افتادن ات در عمارت گذشته بود.در این مدت، تقریب...

⚖وکیل من⚖ پارت ۲ — اولین سرنخ چند ساعت بعدجنی در خانه نشسته ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁹﴿ویو ات﴾سنگینی عجیبی روی پلک‌هایم حس م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط