#why_him

#why_him

part:87

جونگ‌کوک:آنا اینارو باید موقعی که همه چیز یادت اومد بفهمی.

آنالی:آهوم.
حالا میشه بریم داداشمو ببینیم؟

جونگ‌کوک:اومم نه.

آنالی:آخه واسه چی؟

جونگ‌کوک:چون هنوز کارم باهات تموم نشده.

آنالی: جانم؟
محکم دستمو گرفت و انداختم روی تخت و روم خیمه زد.

آنالی:داری چیکار میکنی؟
سرشو آروم تو گردنم فرو برد و لب زد:
جونگ‌کوک:کاری که سالها منتظرش بودم.

آنالی: جونگ کوک!

جونگ‌کوک:هیسس فقط بذار کارمو انجام بدم میدونم که توهم بی میل نیستی.

آنالی: راست می‌گفت منم بی میل نبودم.
سرشو از گردنم درآورد و آروم لباشو روی لبام گذاشت.
آروم دستمو سمت دکمه های لباسش بردم و یکی یکی بازشون کردم.
دستشو آروم برد زیر لباسم و کمرمو نوازش کرد.
آروم از لبام جداشد و لب زد:
جونگ‌کوک:آماده ای؟

آنالی:آهوم

خب خب بقیش با ذهن زیبا و پاک خودتون😌

بچه ها خیلی ببخشید تو این هفته سعی میکنم روزی دو پارت رو بهتون بدم
دیدگاه ها (۲۴)

چندپارتی جونگ کوک

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

سناریو

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

کپشننننن🎀🥵عروسک من😈🔞پارت چهل و س -بدجور تنت منو به جن.ون میک...

پارت ۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط