ی روز ی پسر رایت عاشق دختر پادشاه میشه .میره بهش میگه قبو

ی روز ی پسر رایت عاشق دختر پادشاه میشه .میره بهش میگه قبول نمیکنه دوباره میگه جواب ن .انقدر میره تا دختره واسش شرط میکنه ک باید 40شب روز زیر پنجره اتاقم وایسی ک هر موقع من از بالا نگاه کردم تو زیر اتاقم باشی پسره قبول میکنه 1شب 10شب 30شب 39 شب دختره هروقت نگاه میکنه پسره زیر پنجره اونو نگاه میکنه دختره دستور میده قصر درست کنن مردم خبر کنن فردا شب عروسی دختره برای شب اخر نگاه میکنه میبینه نیست .چرا ؟
دیدگاه ها (۱)

💢یه دختر ۲۵ ساله که پرستار بوده با یه پسر ۳۰ ساله وارد رابطه...

👑 پارت پنجم | شام در قصرغروب همان روز، کالسکه‌ی خانواده‌ی کی...

چندپارتی

اسم:نیمه شب پارت:۱

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

𝖕𝖆𝖗𝖙6جشن تمام شد، اما شبِ مارال تمام نشد.وقتی به اتاقش برگشت...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 36چند روز از برگشتن ویولت و هوسوک به...

امام سید مجتبی خامنه ای :بزودی امریکا دریای عرب هم خالی خواه...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط