ی روز ی پسر رایت عاشق دختر پادشاه میشه .میره بهش میگه قبو
ی روز ی پسر رایت عاشق دختر پادشاه میشه .میره بهش میگه قبول نمیکنه دوباره میگه جواب ن .انقدر میره تا دختره واسش شرط میکنه ک باید 40شب روز زیر پنجره اتاقم وایسی ک هر موقع من از بالا نگاه کردم تو زیر اتاقم باشی پسره قبول میکنه 1شب 10شب 30شب 39 شب دختره هروقت نگاه میکنه پسره زیر پنجره اونو نگاه میکنه دختره دستور میده قصر درست کنن مردم خبر کنن فردا شب عروسی دختره برای شب اخر نگاه میکنه میبینه نیست .چرا ؟
- ۱۳.۷k
- ۰۲ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط